اولین فارغ التحصیلان کارشناسی علوم آزمایشگاهی دانشگاه مرند

 

اولین فارغ التحصیلان کارشناسی علوم آزمایشگاهی دانشگاه مرند که ورودی 86یا87 بودند راهی

کارورزی شدندبعد از گذراندن شش ماه کارورزی در عرصه دخترا مستقیما و پسرا هم  بعد از گذراندن

دوره سربازی وارد طرح کاد می شوند که حدود 2 سال است. این ترم ورودی های جدید کارشناسی

ناپیوسته هم داریم .

برای تمام علوم آزمایشگاهی ها چه اونایی که فارغ التحصیل شدند چه در حال تحصیلند مثل ما آرزوی

موفقیت می کنم.

تهیه گسترش خونی Blood Smear

تهیه گسترش خونی

Blood Smear

وسیله کار:

 1- دو عدد لام یک بار مصرف تمیز

2 - لوله موئینه  ساده

مرحله اول

طرزتهیه گسترش خونی: آشنایی با روش تهیه گسترش نمونه خون حاوی ماده ضد انعقاد EDTAرا به

آرامی خوب مخلوط می کنیم .یک قطره خون را (بوسیله لوله موئینه)در یک سانتیمتری انتهای لامA

قرار می دهیم لبه لام دیگرلامB را با زاویه حدود (30) درجه بر روی قطره خون قرار می دهیم

لحظه بعد خون سراسر روی لبه لام  B یعنی فصل مشترک دولام انتشار می یابد .

اکنون لامB   را با همان زاویه (30) درجه با یک فشارملایم وسرعت یکنواخت در سطح لام A به سمت

جلوحرکت میدهیم . خلاصه داستان را اینجا  اکنون گسترش خونی آماده است .  اینجا  می گذاریم

خون سطح لام خشک شود. 

سپس در حاشیه گسترس توسط مداد مشکی مشخصات فردآزمایش شونده را می نویسیم.   

خون روی لام را با الکل متانول ثابت میکنیم . حالا گسترش خونی برای رنگ آمیزی آماده است.

گسترش خونی دوسوم(3/2) سطح لام را اشغال کند. پس گسترش خونی کوتاه ارزش پائینی دارد

گسترش خونی مطلوب دارای مناطق ضخیم, متوسط, نازک می باشد.

انتهای گسترش خونی شعله شمعی باشد. انتهای گسترش های خونی ناصاف کج ونوک تیزبی

ارزش تلقی می شود.

نکته:یک  گسترش خونی نادرست باعث اشکال در تشخیص سلولهای خونی می شود.

خلاصه کار: ثابت کردن یا فیکس کردن گسترش خونی(لام خونی) تهیه شده را می گذاریم خوب

خشک شود.لام خونی  را روی دهانه یک لیوان قرار می دهیم.روی سطح لام خونی  قطره قطره الکل

متانول میریزیم . بطوریکه الکل تمام سطح لام خونی را فرا گیرد .صبر می کنیم تا الکل روی  سطح لام

خوب خشک شود.(این عمل را ثابت کردن لام خونی با الکل گویند.)

 

مرحله دوم

مر حله رنگ آمیزی

رنگ گیمسا را به نسبت یک به ده با آب رقیق میکنیم. (1ccرنگ گیمسا + 9ccآب)

روی سطح لام خونی که ( ثابت شده است) را با رنگ رقیق شده می پوشانیم.بعد ازگذشت 20 تا 30

دقیقه رنگ روی لام را دورمی ریزیم.

لام را زیر شیر آب با جریان ملایم گرفته تا رنگ های اضافی خوب شسته شود. حالا سلول های خونی

روی لام رنگ گرفته اند. می گذاریم لام خشک شود. روی لام یک قطره روغن ایمرسیون می چکانیم

بعد زیر میکروسکوپ با عدسی شیئی لام را مورد مطالعه قرار می دهیم.بعد زیر میکروسکوپ با

عدسی شیئی X 100یا X40لام را مورد مطالعه قرار می دهیم.

توجه:در تمام مراحل موظب باشید لام را پشت وارونه گذاشته باشید.

رنگ آمیزی

Staining

به افتخار آقای رومانوسکی Romanowsky رنگ رایت (Wright-stain) ورنگ گیمسا (GIMSA-Stain)

و....بنام رنگهای رومانوسکی نامگذاری شدند.

رنگ رایت ( Wrigth-stian)

این رنگ حاوی دو رنگینه است I- رنگینه های اسیدی مثل ائوزینII- رنگینه های بازی یا قلیائی مثل

متیلن بلو (آبی متیلن) میبا شد.

اجزا وساختمانهای اسیدی سلولها, رنگهای قلیائی را می پذیرند لذا این ساختمانها رابازوفیلیک

(قلیا دوست) یا  دوستار مواد بازی گویند , مثل هسته سلول که در این رنگ آمیزی آبی رنگ میشود.

اجزا وساختمانهائی که فقط رنگینه های اسیدی را بخود راه میدهند اسیدوفیلیک (اسید دوست)

یاائوزینوفیلیک(ائوزین دوست) می نامند.

این اجزا که در سیتو پلاسم بعضی سلولها قرار دارند  با این رنگ آمیزی قرمز رنگ میشوند.

توجه:اجزاوساختمانهائی که ترکیبی ازدو رنگینه هم رنگینه اسیدی هم رنگینه بازی را به خود راه

میدهند نوتروفیلیک (خنثی دوست ) می نامند.

بهترین رنگ برای رنگ آمیزی گسترش خونی رنگ رایت و رنگ گیسما (رایت+ گیمسا) است

رنگ آمیزی گیمسا با توجه مشکلات وعیوبی که برای آن ذکر میشود هنوز به عنوانرنگ آمیزی روتین

ومعمول آزمایشگاهها از آن استفاده می شود.

 

رنگ آمیزی گسترش خونی بوسیله رنگ گیمسا

بعد از تهیه گسترش خونی اگر لام را زیر میکروسکوپ قراردهیم . فقط هاله ای از سلولها ی خون را

مشاهده می کنیم.

این رنگ خود حاوی  دو  رنگینه است.1- رنگینه متیلن آبی 2- رنگینه ائوزین .

دقت:رنگینه متیلن آبی خاصیت بازی دارد.

رنگینه متیلن آبی که خاصیت بازی دارد , قسمتهای اسیدی سلول را رنگ می کند.

توجه:مقصود از قسمت اسیدی هسته سلول است( به خاطر وجود نوکلئیک اسید هسته سلول ها

خاصیت اسیدی دارند.) که با این رنگ آمیزی به رنگ آبی تیره متمایل به بنفش در می آید.

دقت:رنگ ائوزین خاصیت اسیدی دارد.

دانه های موجود در سیتوپلاسم سلول خاصیت بازی دارند و با ائوزین به رنگ نارنجی درمی آیند.

به عنوان نمونه  دانه های موجود در سلول های ائوزینوفیل که با رنگ آمیزی  گیمسا به رنگ نارنجی

درمی آیند.

 

 

 

 

مشاهده اسمیر خون با عدسی ۴۰

چرا تا به امروز واکسنی علیه ایدز ساخته نشده؟

چرا تا به امروز واکسنی علیه ایدز ساخته نشده؟

از شناخت ایدز (سندرم نقص سیستم ایمنی اکتسابی) در سال 1984 تا به امروز بنا به دلایلی هیچ واکسنی علیه آن تولید نشده است. علت بیماری ایدز آلودگی با دو عامل ویروسی HIV-1 و HIV-2 است، هر ویروس شامل دو مولکول RNA تک رشته ای است که حدود 9500 نوکلوتید طول دارد و توسط یک هسته پروتئینی احاطه شده که خودش توسط یک گلیکوپروتئین احاطه شده است. ویروس HIV حاوی سه ژن gag,pol,env است. ژن pol آنزیم نسخه بردار معکوس را کد می کند که RNA ویروسی را به یک مولکول DNA دو رشته أی نسخه برداری میکند.
ژن env یک پروتئین پیشرو را کد میکند که gp 160 نامیده می شود و به یک گلیکوپروتئین سطحیgp 120 و یک گلیکوپروتئین gp 41 شکسته میشود که خاصیت انتی ژنتیکی اصلی ویروس مربوط به gp 120 است. مطالعات سالهای 1980 آشکار کرد که RT در حین هر همانندسازی موتاسیونهایی را به صورت غیر تصادفی در طول ژنوم وارد میکند که در نواحی از gp120 شاید در ظهور تعداد بیشتری از گونه های بیمارزای ویروسی که قابلیت از بین بردن CD+Thelper را دادند، موثر باشد. بنابراین بیشترین کوشش جهت توسعه یک واکسن علیه HIV روی gp120 متمرکز شده است. یکی از راه های پیشنهاد شده پایه ریزی واکسنها روی مناطق gp120 است که در نتیجه آنها را توسط موتاسیونها غیر قابل تغییر میکند. راه دیگر طرح ریزی واکسنها به گونه ای است که T-cell مشخص آلوده را تحریک کند و نهایتاً آلودگی با ویروس HIV-2 (بیماریزای ضعیف تر) جهت محافظت میزبان از آلودگی بعدی با HIV.البته اغلب کوششها در این زمینه بیهوده بوده، اولین نتایج درست در مقیاس بزرگ از واکسنهای gp120 در تایلند شروع شد، جائیکه 60/11 افراد آن با HIV آلوده هستند. د رحال حاضر روزانه 10000 نفر در دنیا با HIV آلوده می شوند.

هموگلوبین و آلبومین گلیکوزیله

هموگلوبین و آلبومین گلیکوزیله

در افراد مبتلا به دیابت، میزان افزایش یافته قند خون باعث ایجاد تغییراتی در پروتئوم سلولهای مختلف ، همچنین پروتئوم خون و سرم خون می شود. در افراد مبتلا به دیابت، پروتئینهای مختلف سلولی و خارج سلولی بصورت غیر آنزیمی گلایکوزیله می شوند. که این گلایکوزیلاسیون باعث غیر فعال شدن اغلب این پروتئینها می شوند.

در سال 1950 محققین فعالیتهای خود را روی هموگلوبین متمرکز کرده بودند. پس از تعیین ساختمان سه‌بعدی هموگلوبین آن ها با کمک روش های کروماتوگرافی و الکتروفورز نشان دادند که چندین نوع هموگلوبین در گلبول های قرمز انسان وجود دارد. هموگلوبین (a2b2) A1، هموگلوبین (a2d2) A2 و هموگلوبین (a2g2) F از جمله آن هاست.

نوع دیگری از هموگلوبین HbA1C است. وقتی گلوکز خون وارد گلبول های قرمزمی شود به طریق غیرآنزیمی هموگلوبین آن ها را گلیکوزیله می‌کند. این هموگلوبین که هموگلوبین گلیکوزیله یا HbA1C نامیده می‌شود، در محل زنجیره بتای خود از طریق عامل آمین با گلوکز پیوند دارد. عامل آمین مربوط به سررشته پلی پیتیدی و یا گروههای آمین ریشه‌های لیزین می‌باشد.
در سال 1986 دکتر رهبر استاد دانشگاه تهران در جریان بررسی 1200 بیمار مبتلا به دیابت قندی، هموگلوبین گلبول های قرمز آن ها را با روش الکتروفورز مطالعه کرد. این افراد دارای طرح الکتروفورزی غیرطبیعی بودند. دکتر رهبر نشان داد که این طرح غیرطبیعی به علت وجود هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1C) است. وی دریافت که میزان HbA1C در افراد مبتلا به دیابت قندی دو برابر گروه شاهد می‌باشد. مطالعات بعدی نشان داد که مقدار HbA1C بازتابی از میزان گلوکز در دو الی سه ماه گذشته است. ازدیاد HbA1C معرف نظارت نامناسب بر میزان گلوکز خون است. از این رو، ارزیابی HbA1C می‌تواند راهنمای پزشک در گزینش درمان مناسب باشد. برای سنجش HbA1C می‌توان از الکتروفورز، کروماتوگرافی و روش شیمیایی بهره گرفت.نسبت هموگلوبین گلیکوزیله که در حالت طبیعی پنج درصد است با غلظت گلوکز خون متناسب است.

و اما در سال ۲۰۰۰ آقای دکتر محمدی نژاد از مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران مشخص کرد که در افراد مبتلا به دیابت آلبومین خون نیز بصورت غیر آنزیمی گلیکوزیله می شود.

اساس ژنتیکی بیماری MS

اساس ژنتیکی بیماری MS 

در اثر بیماری مالتیپل اسکلروسیز (MS)  نواحی از مغز و نخاغ دمیلینه شده و این نواحی به مرور زمان گسترش می یابد . در اثر این بیماری، اغلب عصبهای بینایی  ،عصبهای نخاعی و Cerebellar Conections آسیب می بینند که منجر به نوروپاتی نوری ، آتاکسی و …و نهایتاً مرگ می شود.  این بیماری اغلب در سنین بین 20 تا 45 سالگی بروز می کند و در بین زنان شایعتر است.

علت اصلی این بیماری هنوز مشخص نیست، اما این بیماری در اغلب موارد دارای توارث ژنتیکی می باشد و فرزندان افراد مبتلاً به MS، دارای ریسک زیادی برای ابتلا به MS می باشند . بر اساس آنالیز پیوستگی ، بین این بیماری و لوکوس هاپلوتایپ HLA  که بر روی کروموزوم6 در ناحیه 6p21 قرار دارد، پیوستگی زیادی مشاهده شده است . گمان میرود این بیماری با این آنتی ژنها در ارتباط باشد.بر این اساس یک ژن فرضی برای این بیماری در نظر گرفته شده است  که MSSG  نامیده میشود.بنظر میزسد ژن MSSG حدود 15 تا 20 سانتی مورگان با لوکوس HLA  یعنی 6p21 ، فاصله داشته باشد.

بتازگی مشخص شده است که جهش در ژن PTPRC ،که بر روی کزوموزوم 1درناحیه 1q31-q32، قرار دارد ، نیز در بروز MS نقش دارد.پروتئین PTPRC یا CD45 یک زسپتور غشایی است که در غشاء همه سلولهای خونی ، بجز گلبولهای قرمز بالغ ، وجود دارد.این زسپتور ، نقش تیروزین فسفاتازی دارد ودر غیر فعال کردن JAK-کیناز ، نقش دارد. هنوز (۲۰۰۳م.) رابطه  جهش در این پروتئین با دمیلینه شدن سلولهای شوان ، مشخص نشده است.همچنین همانطور که دز فصل 3 اشاره شد جهش در ژن MBP نیز خطز ابتلا به MS را افزایش میدهد.

گلوکز و ترشح انسولین

گلوکز و ترشح انسولین

مقدمه

انسولین از سلول‌های بتا ترشح می‌شود.این سلولها در جزائر لانگرهانس واقع هستند. این هورمون مصرف مواد غذایی توسط بافت‌های محیطی را تقویت می‌کند و مهمترین هورمونی است که می‌تواند سطح گلوکز خون را کاهش دهد و با اثرات هورمون‌هایی همچون گلوکاگن، اپی‌نفرین، کورتیزول و هورمون رشد بر قندخون که همانا افزایش سطح گلوکز است به مقابله برخیزد.

در افراد غیر دیابتی، سطح گلوکز خون در محدودة باریکی (mg/dl 130-80) حفظ می‌شود. از آنجا که میزان گلوکز دریافتی تغییرات قابل ملاحظه‌ای دارد، به نظر می‌رسد سلول‌های بتا قادر هستند:

· تغییرات کوچک در غلظت گلوکز را حس کنند.

· به آسانی با آزادسازی فوری انسولین به این تغییرات پاسخ دهند.

· میزان ساخت انسولین را بر اساس احتیاجات ترشحی تعدیل کنند.

گلوکز محرک اصلی ترشح انسولین است. آرژنین، گلوکاگن، سکرتین و هم اثرهای بتا- آدرنرژیک از محرک‌های دیگر ترشح انسولین به شمار می‌آیند. ترشح انسولین طی چند مرحله صورت می‌گیرد. انسولین دارای ترشح پایه ثابتی است که حتی در غیاب تمام محرک‌های ویژه آن رخ می‌دهد. با این وجود به نظر می‌رسد این روند به حضور گلوکز نیاز دارد. نوع دیگری از آزادسازی انسولین وجود دارد که وابسته به تحریک است. این نوع‌ آزادسازی در دو مرحله صورت می‌گیرد:

· مرحله رهاسازی بسیار سریع که ظرف 5-3 دقیقه به بیشترین میزان ترشح می‌انجامد و در حدود 10 دقیقه طول می‌کشد.

· مرحله رهاسازی کند که تا زمانی که سطح گلوکز بالا است ادامه پیدا می‌کند. میزان ترشح هورمون در واحد زمان در این مرحله بسیار کمتر از مرحله پیشین است.

به نظر می‌رسد مرحله رهاسازی بسیار سریع حاصل تخلیه وزیکول‌های حاوی هورمون است که در نزدیکی غشای پلاسمایی سلول‌های بتا قرار دارند و مرحله رهاسازی کند ناشی از یک مخزن درون سلولی است که پیوسته توسط پروانسولین‌های تازه ساز پر می‌شود.

همان‌طور که گفته شد به غیر از گلوکز عوامل دیگری بر ترشح انسولین تأثیر می‌گذارند. برای مثال، تجویز گلوکز به صورت خوراکی نسبت به تزریق درون رگی، ترشح مقدار انسولین بیشتری را در پی دارد. این اثر را به اعمال هورمون‌های لوله گوارش از جمله گاسترین، سکرتین و کوله سیستوکینین نسبت داده‌اند. این هورمون‌ها به دنبال غذا خوردن ترشح می‌شوند. همچنین عوامل که موجب افزایش قند خون می‌شوند از جمله هورمون‌های تیروئید و هم اثرهای بتا – آدرنرژیک (مثل آدرنالین) به طور غیر مستقیم باعث ترشح انسولین می‌شوند. به علاوه، هورمون‌های گلوکاگن و سوماتوستاتین با تأثیر مستقیم بر سلول‌های بتا می‌تواند بر ترشح انسولین تأثیر گذارند. گلوکاگن به صورت تحریکی و سوماتوستاتین به صورت مهاری عمل می‌کند.



نحوه تأثیر گلوکز بر ترشح انسولین

برای راه‌اندازی ترشح انسولین سوخت و ساز گلوکز در درون سلول‌های بتا ضروری است. گلوکز به کمک ناقل ویژگلوکز در سلول‌های بتا( GLUT2 ) وارد آنها می‌شوند. سپس گلوکز به وسیله گلوکوکیناز به گلوکز –6- فسفات تبدیل می‌شود. گلوکوکیناز ایزوفرم هگزوکیناز است که Km بسیار بالایی دارد. لذا بیشترین فعالیت را در مقادیر بالای گلوکز دارد. فسفوریلاسیون گلوکز مرحله اصلی و محدود‌کننده سرعت در سوخت و ساز گلوکز در سلول‌های بتا است و بنابراین، نقش مهمی در ترشح وابسته به گلوکز انسولین ایفا می‌کند. سپس، گلوکز –6- فسفات روند گلیکولیز و چرخة کربس‌ را تجربه می‌کند. بر اساس پذیرفته شده‌ترین فرضیه، افزایش نسبت آدنوزین‌تری فسفات (ATP) به آدرنوزین دی فسفات (ADP) منجر به مهار (بسته شدن) نوعی کانال پتاسیمی حساس به ATP می‌شود. هنگامی که این کانال بسته می‌شود، تجمع بارهای مثبت در درون سلول به دپلاریزاسیون سلول و باز شدن کانال‌های کلسیمی وابسته به ولتاژ است. وقتی کانال‌های کلسیمی باز شدند، میزان کلسیم درون سلولی افزایش می‌یابد. افزایش کلسیم آبشاری از فسفوریلاسیون پروتئین‌ها را به راه می‌اندازد که منجر به برون تراوش و زیکول‌های حاوی انسولین و در واقع آزادسازی انسولین است.


چند نکته

· در سلول‌های بتا گلوکز –6- فسفات برای ساخت گلیکوژن مصرف نمی‌شود و فعالیت مسیر پنتوز فسفات بسیار پایین است. به علاوه، فعالیت لاکتات دهیدروزناز در این سلو‌ل‌ها ناچیز است. از این رو، به ناچار کل گلوکز –6- فسفات تولید شده توسط گلوکوکیناز به پیرووات و سپس استیل کوآ تبدیل می‌شود. این فرآورده‌ها در چرخه اسید سیتریک واکنش‌های اکسیداسیونی را متحمل می‌شوند. بنابراین، گلوکز در سلول‌های بتا به ناچار باید مسیر هوازی را طی کند که به تولید ATP می‌انجامد.

· در نوعی دیابت غیر وابسته به انسولین که وراثت اتوزومی غالب را نشان می‌دهد و پیش از 25 سالگی بروز پیدا می‌کند (MODY) جهش‌هایی در ژن گلوکوکیناز مشاهده شده است. این جهش‌ها به کاهش حساسیت سلول‌های بتا به گلوکز می‌انجامند. در نتیجه ترشح انسولین پایین است.

· از آنجاکه فسفوریلاسیون اکسیداتیو نقش مهمی در ترشح انسولین دارد، جهش در DNA میتوکندری و کاهش توان اکسیدایتو میتوکندری‌ها که با افزایش سن رخ می‌دهد از عوامل مؤثر در دیابت غیر وابسته به انسولین برشمرده شده است.

پاپان ترم 3

پاپان ترم 3

نیمسال اولم اینجوری به پایان رسید اصلا اونی که انتظار داشتی نشد نمیدونم این ترم بعضی از استادادای

خوب مثل دکتر بابایی نژاد، این ترم کمی از سخاوتمندیشون کم شد نمره های درس ایمونولوژی هم نظری

وهم عملی بر خلاف انتظار بود نه به  اون خوبی بیش از حدونه به....

اماروی هم رفته ترم بدی نبود خیلی به معلومات وتجربیاتمان افزوده شد والبته کم کم دیگه باید به فکر ارشد

ادامه تحصیل یکی از ضروریات برای تضمین آینده کاری است باشیم و البته من بیشتر از رشته بیوشیمی

بالینی خوشم میاد ودوستام بیشتر از هماتولوژی خوششون میاد که الیته احتمالا اکثر دانشجویان علوم

آزمایشگاهی از این رشته خوششون میاد.راستی عیدم نزدیک میشه وبه سال جدید پا میزاریم ولذا برای

همه دانشجویان به خصوص علوم آزمایشگاهی آرزوی موفقیت و سالی موفق از خداوند میخام.