دستگاه گلژی  

دستگاه گلژی  

 

در سال 1898 کامیلوگلژی یاخته شناس ایتالیایی با اشباع کردن یاخته‌های عصبی جغد از نمکهای نقره و بررسی میکروسکوپی این یاخته‌ها ذراتی تیره ، هلالی شکل و به صورت شبکه درهم رفته‌ای را در مجاورت هسته هر یاخته مشاهده کرد که آن را دستگاه شبکه‌ای درونی نامید. این مجموعه بعدها به افتخار گلژی ، دستگاه گلژی نامیده شد.

اطلاعات اولیه

با مطالعه سلولها توسط میکروسکوپهای نوری و الکترونی به این نتیجه رسیده‌اند که دستگاه گلژی هم در یاخته‌های جانوری و هم در یاخته‌های گیاهی وجود دارد و یکی از اجزای مهم ساختمانی یاخته‌هاست که بویژه در اعمال ترشحی سلولها فعالیت زیادی دارد. این دستگاه می‌تواند به صورت شبکه‌ای در مجاورت هسته ، یا به صورت بخشهای هلالی شکل و مجزا از یکدیگر به نام دیکتیوزومها در برشهای یاخته‌ها دیده شوند. دیکتیوزومها در گیاهان پیشرفته ، جلبکها و نیز در خزه‌ها مشاهده شده‌اند. در قارچها ، دیکتیوزومها کمیاب هستند و در پروکاریوتها تاکنون دیکتیوزومی شناخته نشده است.

ادامه نوشته

شبکه آندوپلاسمی

شبکه آندوپلاسمی

 

دید کلی

شبکه آندوپلاسمی بزرگترین اندامک داخل سلولی محسوب می‌شود. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی لومن نام دارد و در سال 1964 توسط آنشلیم نامگذاری شد. این فضا که اغلب همگن است از ماده زمینه‌ای سیتوپلاسمی ، تراکم کمتری دارد و می‌تواند وسیع شده و حفره‌هایی را بوجود آورد. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی یا لومن با فضای بین دو غشایی هسته نیز ارتباط دارد.

 

غشای خارجی هسته با شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ارتباط دارد. غشای شبکه آندوپلاسمی شباهت زیادی به غشای سیتوپلاسمی دارد. با این اختلاف که ضخامت کمتری دارد و مقدار پروتئین آن بیشتر از مقدار لیپید است. استخراج لیپیدهای غشای پلاسمایی موجب در هم ریختن ساختمان پلاسمالم می‌گردد. ولی استخراج لیپیدهای غشای شبکه آندوپلاسمی موجب درهم ریختن آن نمی‌شود.

 

ادامه نوشته

ریبوزوم

 

هسته و شبکه آندوپلاسمیک: (۱) پوشش هسته. (۲) ریبوزوم. (۳) منفذهای هسته. (۴) هستک. (۵) کروماتین. (۶) هسته. (۷) شبکهٔ آندوپلاسمیک زبر. (۸) نوکلئوپلاسم.

ریبوزم یا رِناتَن[۱] از اندامک‌های بدون غشای سیتوپلاسمی در همه یاختههای پروکاریوتی و یوکاریوتی است که در سال ۱۹۸۳ به‌وسیله پالاد کشف شده‌اند. این اندامک‌ها را دانه‌های پالاد نیز می‌نامند. از آنجا که سنتز پروتئین‌ها به‌وسیله ریبوزوم‌ها صورت می‌گیرد اهمیت زیادی دارند. ریبوزوم‌ها ذراتی کم و بیش کروی، متراکم (کدر) نسبت به الکترون‌ها هستند که نظرشان از ۴۰ تا حدود ۳۰۰ آنگستروم می‌رسد.

•           ۱ تاریخچه شناخت ریبوزوم‌ها

•           ۲ اشکال ریبوزوم‌ها

•           ۳ نحوه قرارگیری ریبوزوم‌ها

•           ۴ تعداد ریبوزوم‌ها در یک یاخته

•           ۵ عمر متوسط ریبوزوم‌ها

•           ۶ روشهای جداسازی و مشاهده ریبوزوم‌ها

•           ۷ ریخت‌شناسی ریبوزوم‌ها

•           ۸ پروتئین‌سازی نقش اصلی ریبوزوم‌ها

ادامه نوشته

سیتوپلاسم وهسته

سیتوپلاسم

نگاه کلی

با همه مرزهای تفکیک شده‌ای که در سلول وجود دارد، یک قالب یا بسته سیتوپلاسمی تمام فضاهای موجود بین اندامک‌هایی را که بوسیله غشای سلولی احاطه شده‌اند، پر می‌کند. این سیتوپلاسم زمینه‌ای سیتوزول است. اگر با اولترا سانتریفوگاسیون مرحله‌ای تمام اندامک‌ها حتی میکروزوم‌ها و ریبوزوم‌ها را هم از سیتوپلاسم جدا کنیم، بخشی شناور باقی می‌ماند که همان سیتوزول است. سیتوزول بویژه در سلول‌های در حال تمایز اهمیت خاصی دارد.

ارگاستوپلاسم

در گذشته سیتوزول به صورت ماده‌ای همگن در نظر گرفته می‌شد تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم مشخص گردید که در برخی سلولها بویژه سلولهای ترشحی و سلولهایی که سنتز پروتئینی فعالی دارند، در بعضی قسمتهای سیتوزول باز دوست‌تر است و رنگهای بازی از جمله پیرونین را بهتر می‌پذیرد. به همین دلیل بخشهای باز دوست سیتوزول را سیتوپلاسم رنگ پذیر (کرومیدیال) می‌نامند. در سال 1887 گارنیر کلمه ارگاستوپلاسم را برای بخشهای بازوفیل سیتوپلاسم که به نظر او در بیوسنتز مواد نقش فعالی داشتند، بکار برد.

ارگاستوپلاسم ، بخشهای باز دوستی نظیر ذرات نیسل موجود در جسم سلولی سلولهای عصبی ، سیتوپلاسم فعال و باز دوست سلولهای مخاطی و سلولهای ترشحی لوزوالمعده ، غدد بناگوشی ، سلولهای اصلی غدد معده و بخشهای باز دوست سلولهای کبدی را نیز شامل می‌شود. کاسپرین ، براشه و پژوهشگران دیگر نشان داده‌اند که باز دوستی زیاد ارگاستوپلاسم به دلیل وجود اسیدهای ریبونوکلئیک است و به همین دلیل با تاثیر ریبونوکلئازها این باز دوستی از بین می‌رود.

از آنجا که اسیدهای ریبونوکلوئیک سیتوپلاسمی بویژه در ریبوزوم‌ها متراکمند، می‌توان باز دوستی و فعال بودن سنتز پروتئینها در ارگاستوپلاسم را نتیجه فراوانی ریبوزومها در این بخش از سیتوزول دانست. در گذشته به جای سیتوزول بیشتر از کلمه هیالوپلاسم استفاده می‌شد که خود نشانه‌ای از تصور همگن و شفاف بودن سیتوپلاسم زمینه‌ای بوده است، تصوری که امروزه دگرگون شده است.

ترکیب تشکیل دهنده سیتوزول

درسیتوزول 85 درصد آب و حدود 15 درصد مواد مختلف موجود است. از این مواد بخش عمده‌ای را پروتئینها بویژه پروتئین‌های آنزیمی اسیدهای آمینه ، گلوکز ، یونها ، mRNA ها ، tRNA ها و بطور خلاصه تمام مولکولهای لازم برای ایجاد انرژی و مواد لازم برای اعمال مختلف سلولی را شامل می‌شوند. پروتئین‌های سازنده اسکلت سلولی از جمله توبولین‌ها ، آکتین‌ها ، میوزین ، تروپومیوزین و تروپونین نیز بخشی از پروتئینهای موجود در سیتوزول هستنند.

برخی مواد موجود در سیتوزول می‌توانند به نحوی تجمع یابند که به ساختمان‌های قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی تغییر شکل دهند. از جمله این ذرات ، گلیکوژن ، گویچه‌های لیپیدی و پروتئینهای اسکلت سلولی هستند که به صورت ریز لوله‌ها و ریز رشته‌ها سازمان می‌یابند. یادآوری این نکته جالب است که سانتریول‌ها ، رشته‌های دوک تقسیم و حتی تاژک‌ها و مژکها زیر بنای ساختمانی ریز لوله‌ای دارند.

ادامه نوشته

دیواره سلولی

 

دیواره سلولی

دیوارهٔ سلولی دیواره‌ای محکم و انعطاف‌پذیر است که غشاء سلول‌های برخی از جانداران را احاطه می‌کرده و از آن محافظت می‌کند. دیوارهٔ سلول فاقد تراوایی انتخابی است و به راحتی آب و مواد حل‌شده در آن را از خود عبور می‌دهد. با این وجود، ملکول‌های درشت از آن نمی‌توانند عبور کنند.

این لایه علاوه بر محافظت از سلول و غشاء سلولی، به سلول توانایی منعطف شدن می‌دهد، و مانع از ترکیدن آن به هنگام تورژسانس (ورود آب زیاد به سیتوپلاسم) می‌شود.

دیواره‌های سلولی در باکتری‌ها، گیاهان، قارچ‌ها، جلبک‌ها و برخی از باستانیان دیده می‌شود. ترکیب شیمیایی دیوارهٔ سلولی در این جانداران بسیار گوناگون است. در گیاهان درصد زیادی از این ترکیب را سلولز به خود اختصاص می‌دهد. به همین دلیل این دیواره در گیاهان به دیوارهٔ سلولزی معروف است. در دیوارهٔ سلولی باکتری‌ها بیش‌تر پپتیدوگلیکان، و در باستانیان و جلبک‌ها گلیکوپروتئین و پلی‌ساکارید دیده می‌شود. دیوارهٔ سلولی قارچ‌ها نیز اغلب از جنس کیتین است.

غشاء سلولی

 

غِشاء سلولی یا غشاء پلاسمایی به پوسته نازک یاخته‌ها که از یک دولایه فسفولیپیدی تشکیل شده گفته می‌شود.

غشای سلولی همچنین به عنوان مرز میان اندامک‌های درون یاخته‌ای عمل می‌کند. در واقع غشاء سلول جداری ست که محافظت از سلول را برعهده دارد. سیتو پلاسم در داخل غشاء سلول است و محیط خارج سلولی در خارج از آن قرار دارد. غشاء سلول از یک لایه پروتئین و دو لایه چربی تشکیل شده است. رفت و آمد مواد به داخل و خارج سلول از طریق کانال های غشاء سلول انجام می‌شود. از بین رفتن این غشاء آسیب پذیری سلول را سبب می‌شود.

غشای پلاسمایی شامل یک دولایه فسفولیپیدی همراه با کلسترول و پروتئین‌های درون غشایی یا سطح غشایی می‌باشد.

به بیانی دیگر قسمت اعظم اندامک‌های سلول بوسیله غشاء‌هایی مفروش شده‌اند که به طور عمده از لیپید‌ها و پروتئین‌ها تشکیل شده‌اند.این غشاء‌ها شامل غشاء سلولی، غشاء هسته،غشای رتیکولوم اتدوپلاسمیک و غشاء‌های میتوکندریها، لیزوزوم‌ها و دستگاه گلژی هستند.

لیپید‌های غشاء‌ها سدی ایجاد می‌کنند که از حرکت ازاد آب و مواد محلول در اب از یک بخش سلول به یک بخش دیگر جلوگیری می‌کنند زیرا اب در چربی محلول نیست. اما باید دانست که ملکول‌های پروتئینی در غشاء غالبا در سراسر عرض غشاء نفوذ کرده و به این ترتیب مسیر‌های اختصاصی ،که غالبا منافذPores نامیده می‌شوند برای عبور مواد ویژه از غشاء به وجود می‌اورند. همچنین بسیاری از سایر پروتئین‌های غشاء انزیمها هستند که تعداد زیادی از واکنش‌های شیمیایی مختلف را کاتالیز می‌کنند.

غشاء سلول

غشای سلول که به طور کامل سلول را احاطه می‌کند، یک ساختار خم پذیر ارتجاعی نازک فقط به خامت ۵/۷ تا ۱۰ نانومتر است. غشاء تقریبا از پروتئین‏ها و لیپیدها تشکیل شده‌است و ترکیب تقریبی عبارت است از: پروتئینها ۵۵ درصد، فسفو لیپیدها ۲۵ درصد، کلسترول ۱۳ درصد و سایر لیپیدها ۴ درصد و کربوهیدرات‌ها ۳ درصد.

سد لیپیدی غشای سلول از نفوذ آب جلوگیری می‌کند: ساختار پایه غشای سلول یک لایه چربی دو طبقه‌است که یک ورقه نازک از لیپیدها فقط به زخامت دو مولکول بوده و در سراسر سطح سلول تداوم داشته و یکپارچه‌است. جابه جا در این ورقه نازک لیپیدی، مولکول‌های پروتئینی درشت از نوع کروی شکل قرار دارند.

ساختارپایه لایه دوطبقه چربی از مولکول‌های فسفولیپید تشکیل شده‌است. یک انتهای هر مولکول فسفولیپید در آب محلول بوده یعنی آب دوست یا هیدروفیلیک است. انتهای دگر فقط در چربی‌ها محلول بوده یعنی آب گریز یا هیدروفوبیک است. انتهای فسفاتی فسفولیپد هیدروفیلیک و اسید چربی ان هیدروفوبیک است. چون قسمت‌های آب گریز اب گریز فسفولیپیدها به وسیله اب دفع می‌شوند اما به سوی یکدیگر جذب می‌شوند لذا دارای یک تمایل طبیعی هستند و انها در پهلوی همدیگر در مرکز غشاء قرار دارند. بخش‌ها فسفاتی اب دوست دو سطح غشاء را که در تماس با ا اطراف است می‌پوشانند. لایه دو طبقه چربی در وسط غشاء به مواد طبیعی محلول در اب از قبیل یونها، گلوکز و اوره نفوذ پذیر است بر عکس، مواد محلول در چربی از جمله اکسیژن، کربن دی اکسید و الکل می‌توانند با سهولت در این بخش از غشاء نفوذ کنند. یک صفت ویژه لایه دوطبقه چربی ان است که یک مایع است نه یک جامد. بنابر این بخش‌هایی از غشاء می‌توانند عملا در سطح غشاء از یک نقطه به یک نقطه دیگرجریان پیدا کنند. پروتئین‌ها و سایر مود محلول در غشای دو طبقه لیپیدی یا شناور در ان تمایل دارند که به کلیه غشای سلول انتشار یابند.

مولکول‌های کلسترول درغشا نیز ماهیت چربی دارند زیرا هسته استروئیدی انها بسیار محلول در چربی است. این مولکول‌ها از یک نطر در لایه دو طبقه غشاء حل شده‌اند. این مولکوها به طور عمده به تعیین مزان نفوذ پذیری لایه لایه دو طبقه به اجزای محلول در اب و مایعات بدن کمک می‌کنند. کلسترول همچنین قسمت زیادی از قابلیت تحرک غشا را نترل می‌کند.

پروتئین‌های غشای سلول

توده‌های کروی شکل که در لایه دو طبقه چربی شناورند، اینها پروتئین‌های غشاء هستند که قسمت اعظم انهارا گلیکو پروتئین‌ها تشکل می‌دهند. دو نوع پروتئین در غشاء وجود دارد: پروتئین‌های انتگرال یا سرتاسری که در تمام ضخامت غشاء نفوذ می‌کنند و پروتئین‌های محیطی که فقط به یک سطح غشاء می‌چسبند و در ان نفوذ نمی‌کنند.

تعداد زیادی از پروتئین‌های انتگرال کانال ها(یا منافذ) ساختاری ایجاد می‌کنند که از طریق انها مولکول‌های اب و مواد محلول درآب به ویژه یون‌ها می‌توانند بین مایع خارج سلولی و داخل سلولی انتشار یابند. این کانال‌های پروتئینی دارا خواص انتخابی نیز هستند که دیفوزون ترجیهی برخی مواد به میزان بیشتر از مواد دیگر را امکانپذیر می‌سازند. تعدادی دیگر از پروتئین‌های انتگرال به عنوان پروتئین‌های حامل برای انتقال دادن موادی عمل می‌کنند که در غیر این صورت نمی‌توانستند از لایه دو طبقه چربی نفوذ کنند. گاهی نیز این پروتئین‌های حامل مواد را در جهتی خلاف جهت انتشار طبیعی انها انتقال می‌دهند که « انتقال فعال» نامیده می‌شوند. تعداد بازهم دیگری از پروتئین‌ها انتگرال به صورت انزیم‌ها عمل می‌کنند.

پروتئین‌های محیطی به طور عمده روی سطح داخلی غشاء وجود دارند و غالبا به یکی از پروتئین‌های انتگرال چسبیده‌اند. این پروتئین‌های محیطی تقریبا به طور کامل به صورت انزیم‌ها یا سایر انواع کنترل کننده‌ها عمل داخلی سلولی عمل می‌کنند.

کربوهیدرات‌های غشاء – گلیکو کالیس سلولی

کربوهیدرات‌های غشاء تقریبا همیشه به صورت ترکیب با پروتئین‌ها به شکل گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدها وجود دارند. در واقع قسمت اعظم پروتئین‌های انتگرال از نوع گلیکوپروتئینها و در حدود یک دهم مولکول‌های لیپید از نو گلیکولیپیدها هستند. بخش‌های (گلیکو)ی این مولکول‌ها تقریبا همیشه به طرف سطح خارجی سلول برامدگی پیدا می‌کنند و از سطح سلول به طرف خارج اویزان هستند. بسیاری از ترکیب‌های کربوهیدراتی دیگر موسوم به پروتئوگلیکانها که به طور عمده از مواد کربوهیدراتی تشکیل شده‌اند که به هسته‌های کوچک پروتئینی متصل شده‌اند نیز غالبا به طور سست به سطح خارجی سلول متصل هستند. به این ترتیب تمامی سطح سلول غالبا دارای یک پوشش سست کربوهیدراتی موسوم به گلیکوکالیس است.

این بخش‌های کربوهیدراتی که به سطح خارجی سلول متصل شده‌اند دارای چندین عمل مهم هستند: 1- بسیاری ازانها بار الکتریکی منفی دارند و این موضوع به بیشتر سلول‌ها یک سطح با بار کلی منفی می‌بخشد که سایر اشیای منفی را دفع می‌کند. 2- گلیکو کالیس بعضی از سلول‌ها به گلکو کالیس سلول‌های دیگر می‌چسبند و به این ترتیب سلول‌ها را به یک دیگر می‌چسبانند. 3- بسیاری از کربوهیدرات‌ها به عنوان مواد حامل برای گرفتن هورمون‌هایی ازجمله انسولین عمل می‌کنند. و پس از انجام این عمل این مجموعه پروتئین‌های چسبیده به سطح داخلی غشاء را فعال می‌کند که به نوبه خود یک سری متوالی از انزیم‌های داخل سلولی را فعال می‌کنند. 4- بعضی از بخش‌های کربوهیدراتی وارد واکنش‌های شیمیایی می‌شوند.

سلول

سلول

 

 

یاخته یا سلول، (به فرانسوی: Cellule) واحد بنیادین ساختاری و کارکردی همه اندامگان‌ها (ارگانیسم‌ها، موجودات زنده) است.

تئوری یاخته که در سده نوزدهم میلادی پدید آمد می‌گوید که همه اندامگان‌ها از یک یا چند یاخته تشکیل شده‌اند، همه یاخته‌ها از یاخته‌های پیشین پدید می‌آیند، همه کارکردهای زیستی یک سازواره در درون یاخته‌ها انجام می‌گیرند و اینکه یاخته‌ها شامل اطلاعات وراثتی لازم برای سامان دادن به کارکرد یاخته و انتقال اطلاعات به نسل‌های آینده یاخته‌ها هستند. سلولهای بدن موجودات پرسلولی در برخی بافتها مانند پوست با پیوندهای بین سلولی به هم متصل می شوند.

ندامک‌های یاخته جانوری: (۱) هستک (۲) هسته (۳) ریبوزوم (رناتن) (۴) وزیکول (۵) شبکه آندوپلاسمی خشن (۶) دستگاه گلژی (۷) سیتواسکلتون (۸) شبکه آندوپلاسمیک نرم (۹) میتوکندری (۱۰) کریچه (واکوئل) (۱۱) سیتوپلاسم (میان‌یاخته) (۱۲) لیزوزوم (کافنده‌تن) (۱۳) میانک (سنتریول)

به اجزای درون یاختهٔ یوکاریوتها (یاخته های واجد هسته)، اندامک گفته می‌شود که معمولا عبارتند از: سیتوپلاسم (میان‌یاخته)، هسته یاخته، هستک، ریبوزوم (رناتن)، وزیکول، شبکه آندوپلاسمی خشن، شبکه آندوپلاسمی نرم، دستگاه گلژی، سیتواسکلتون، میتوکندری، کریچه (واکوئل)، لیزوزوم (کافنده‌تن)، میانک (سانتریول)، سبزدیسه ، اسکلت سلولی شامل ریزرشته‌ها و ریزلوله‌ها و … به همراه غشای پلاسمایی.

هر انسان حدود1014 سلول دارد.

تقسیم بندی سلولها:

1- پروکاریوتها(تک سلولی ها)

2- یوکاریوتها(تک سلولی ها وپرسلولی ها)

 

 

 

 

مقایسه سلول گیاهی با جانوری

واژگان ایمنی شناسی

معادل فارسی

تعریف

واژه لاتین

ایمنی فعال

نوعی از ایمنی تطبیقی که پس از تماس با آنتی ژن خارجی و فعال شدن لنفوسیت‌ها ایجاد می‌شود.

Active immanity

میل پیوندی

قدرت اتصال بین جایگاه اتصال بین آنتی بادی و آنتی ژن می‌باشد.

Affinity

آلرژن

آنتی ژنی که موجب بروز واکنش حساسیت شدید زودرس (آلرژیک) می‌باشد. آلرژنها ، پروتئین‌ها یا مواد شیمیایی متصل به پروتئین‌ها می‌باشند.

Allergen

آلرژی

نوعی از آتوپی یا بیماری حساسیت شدید زودرس که اغلب با توجه به نوع آلرژن ایجاد کننده بیماری نامگذاری می‌شود.

Allergy

آنافیلاکسی

حالت شدید و منتشری از حساسیت شدید زودرس است که در آن واسطه‌های شیمیایی ماستوسیتها یا بازوفیلها موجب انقباض برونشیال و ادم شدید بافتی می‌شوند.

Anaphylaxis

آنتی بادی

نوعی از مولکولهای گلیکوپروتئینی که ایمونوگلوبین نیز گفته می‌شوند. این مولکولها را لنفوسیتهای B تلید می‌کنند که اختصاصی آنتی ژن هستند و با میل پیوندی زیاد به آن متصل می‌شوند.

Antibody

آنتی ژن

مولکولی که به آنتی بادی متصل می‌شود.

Antigen

آنتی سرم

سرم فردی که پیش‌تر با آنتی ژن خاصی مصون شده است و حاوی آنتی بادی اختصاصی برای آن آنتی ژنی باشند.

Antiseram

خودایمنی

شرایطی که به علت شکست تحمل به خود ایجاد می‌شود و سیستم ایمنی تطبیقی به آنتی ژنهای خودی نیز پاسخ می‌دهد.

Auto immanty

لنفوسیت B

تنها سلولی که توانایی تولید مولکولهای آنتی بادی را دارد و بنابراین مسئول اصلی ایجاد پاسخ ایمنی هومورال است.

lymphocyte B

بازوفیل

نوعی از گرانولوسیتهای در گردش مشتق از مغز استخوانی که شباهت ساختمانی و عملی با ماستوسیتها دارد و دارای گرانولهای حاوی واسطه‌های شیمیایی مشابه ماستوسیت می‌باشد.

Basophil

ایمنی سلولی

نوعی از ایمنی تطبیقی که لنفوسیتهای T مسئول ایجاد آن هستند. مکانیسم دفاعی در برابر میکروبهایی است که در بیگانه‌خوارها زنده مانده‌اند یا سلولهای غیربیگانه خوار را آلوده کرده‌اند.

Cell- mediated Immenity

شاخص آنتی ژنی

قسمت اختصاصی هر آنتی ژن بزرگ است که آنتی بادی به آن قسمت متصل می‌شود.

Determinant

پیوند

بافت یا عضوی که از یک محل برداشته می‌شود و به فرد یا گاهی به جای دیگر منتقل می‌شود.

Graft

رد پیوند بافت

پاسخ ایمنی اختصاصی به پیوند عضو یا بافت که منجر به التهاب آزاد و احتمال شکست روند انتقال پیوند می‌شود.

Graft injection

ایمنی هومورال

نوعی پاسخ ایمنی تطبیقی با واسطه آنتی بادیهای تولید شده از لنفوسیتهای B می‌باشد. ایمنی هومورال مکانیزم دفاعی اساسی در مقایسه با میکروبهای خارج سلولی و سموم آنها می‌باشد.

Hamoral Immanity

سیستم ایمنی

مولکولها ، سلولها ، بافتها و اندامهایی که عملکرد در آنها در مجموع برقراری ایمنی یا محافظت علیه ارگانیسمهای بیگانه می‌باشد.

Immene system

ایمنی درمانی

درمان بیماری با عواملی که موجب تقویت و تشدید پاسخهای ایمنی می‌شوند.

Immanotherapy

التهاب

مجموعه‌ای از واکنشهای سیستم ایمنی ذاتی در بافتهای رگ‌دار که با تجمع و فعال شدن لکوسیتها و پروتئینهای پلاسمایی در محل عفونت ، محل ورود سموم یا آسیب بافتی همراه می‌باشد.

Inflammation

ایمنی ذاتی

شامل سدهای پوششی ، سلولهای بیگانه خوار نظیر ماکروفاژها می‌باشد. که به سرعت در برابر میکروبها پاسخ می‌دهند.

Innate immanity

بیگانه خواری

فرایندی که طی آن سلولهای مخصوص سیستم ایمنی ذاتی از قبیل ماکروفاژها و نوتروفیل ها ذرات بزرگ نظیر میکروبها را در بر می‌گیرند.

Phagocytosis

نقص اولیه ایمنی

نقص ژنتیکی که کمبود ارثی در برخی از اجزای سیستم ایمنی ذاتی یا اکتسابی است و منجر به افزایش استعداد مبتلا به عفونتها می‌شود.

Primary immuno

سرم

مایع فاقد سلول که پس از لخته شدن خون یا پلاسما باقی می‌ماند، آنتی بادی‌های خون در بخش سرمی آن یافت می‌شوند.

Serum

لنفوسیت T

سلول مسئول ایمنی سلولی در سیستم ایمنی تطبیقی است. لنفوسیتهای T در تیموس بالغ می‌شوند و در خون گردش می‌کنند، جمعیت اصلی بافتهای لنفاوی هستند.

lymphocyte T

مرگ سلولی برنامه ریزی شده

مسیر مرگ سلولی با روند آپوپتوز است که در لنفوسیتهایی که از محرکهای حیاتی ضروری نظیر عوامل رشد یا محرکهای رشد محروم شده‌اند اتفاق می‌افتد.

Programmed ceudeath

 

 

منیع:دانشنامه رشد

Labworld.blogfa.com