X
تبلیغات
علوم آزمایشگاهی |Lab Sciences - داروهای ضد انگل قسمت اول
علوم آزمایشگاهی مرند

عفونت های انگلی ناشی از انگل های تک سلولی یا کرم ها بیش از سه میلیارد نفر را در سراسر جهان مبتلا کرده و مشکلات بهداشتی و اقتصادی عمده ای را بوجود آورده اند. این عفونت ها در کشورهای کمتر توسعه یافته شیوع بیشتری دارند. عفونت های انگلی، بجز مالاریا، معمولا با مرگ و میر همراه نیستند ولی باعث ضعف و اختلالات دیگر می شوند. عوامل موثر در افزایش بروز این عفونت ها عبارتند از: 1- دفع ضعیف فضولات    2- بهداشت فردی ضعیف    3- آموزش ناکافی بهداشتی    4- افزایش تراکم جمعیت    5- کنترل ناکافی منابع عفونت و ناقلین انگل    6- افزایش مهاجرت    7- عملیات نظامی    8- مسافرت جهانی     9- مقاومت به داروهای ضد انگل

داروهای ضد مالاریا

مالاریا مهلک ترین عفونت انگلی انسانی است که بیش از 500 میلیون انسان را مبتلا کرده و سالانه باعث حدود 2 میلیون مرگ و میر می شود. عفونت با پلاسمودیوم فالسیپاروم که ترجیحا کودکان زیر 5 سال، زنان باردار و افراد غیر ایمن را تحت تاثیر قرار می دهد، عامل عمده این مرگ ومیرهاست. در حال حاضر پیشگیری و درمان دارویی مهمترین راه مبارزه با این بیماری است.

Mosquito bite

Sporosoites in blood stream

Localization

Hepatocytes (tissue schizonts)

Rupture

Merosoites in blood stream

Erythrocytic stage

Mature schisonts

Erythrocytic rupture

6-24 merosoites and febrile attack

Only P. vivax and P. ovale

فرآیند رشد انگل مالاریا در بدن انسان

کلروکین و هیدروکسی کلروکین Chloroquine & hydroxychloroquine

فارماکوکینتیک- این داروها بسهولت از دستگاه گوارشی جذب شده، در بافت هایی مانند کلیه و مغز تجمع می یابند و قویا به سلول های حاوی ملانین مانند چشم وپوست متصل می شوند. غلظت آن ها در گلبول های قرمز 2-5 برابر غلظت پلاسمایی این داروهاست. کلروکین خیلی به آهستگی دفع می شود و ممکن است در بافت ها به مدت طولانی باقی بماند. حجم توزیع آنها بالاست (کلروکین حدود 300 لیتر و هیدروکسی کلروکین حدود 4000-5000 لیتر). این داروها در کبد تا حدودی متابولیزه می شوند (کلروکین 25% و هیدروکسی کلروکین 45%). این دو دارو بترتیب 70% و 25% بصورت تغییر نیافته و بقیه بصورت متابولیت از ادرار دفع می شوند. نیمه عمر نهایی دفع آنها یک تا دو ماه است.

موارد مصرف

1-    این دو داروهای انتخابی جهت پیشگیری و درمان حملات حاد مالاریای ناشی از انواع پلاسمودیوم (از جمله موارد حساس پلاسمودیوم فالسیپاروم) می باشند. آنها در جلوگیری از عود مالاریای ناشی از P. vivax و P. ovale مصرف نمی شوند چون در مرحله خارج اریتروسیتی بیماری موثر نمی باشند.

2-    کلروکین و هیدروکسی کلروکین در درمان آرتریت روماتوئید و لوپوس اریتماتوز معمولا همراه با داروهای دیگر تجویز می شوند. در این مورد هیدروکسی کلروکین ترجیح دارد.

3-      کلروکین در آبسه آمیبی کبد بعنوان جایگزین مترونیدازول مصرف می شود.

دوز معمول این داروها در درمان مالاریا ابتدا 600 میلی گرم و سپس 300 میلی گرم 6-8 ساعت بعد و سپس روزی 300 میلی گرم در روزهای دوم و سوم است. در پیشگیری از مالاریا هفته ای 300 میلی گرم و در آرتریت روماتوئید روزی 150 میلی گرم به مدت طولانی است.

عوارض جانبی- عوارض شایع این داروها شامل فلج عضلات مژگانی (بصورت اختلال در مطالعه)، تحریکات گوارشی، خارش پوستی و سردرد است. در مصرف طولانی ریزش مو، سفید شدن موها و تیره شدن پوست و ناخن ممکن است بروز کند. در مصرف طولانی همچنین ممکن است سمیت چشمی بصورت کدورت قرنیه و آسیب شبکیه (با علائم تاری دید و کاهش بینایی- بدلیل رسوب دارو در قرنیه و شبکیه) بروز کند. آسیب شبکیه می تواند برگشت ناپذیر باشد. عوارض نادر آنها شامل دیسکرازی خونی (بصورت آگرانولوسیتوز و آنمی آپلاستیک)، سمیت قلبی عروقی (بصورت هیپوتانسیون یا اختلالات ریتم قلب)، سمیت گوشی (بصورت زنگ زدن یا سنگینی گوش) و نوروپاتی است.

تداخلات دارویی و احتیاطات

1-      مصرف توام این داروها با مفلوکین ممکن است خطر بروز تشنج را افزایش دهد.

2-      به منظور جلوگیری از تداخل احتمالی با جذب این داروها بهتر است آنتی اسیدها با 4 ساعت فاصله از این داروها مصرف شوند.

3-      مصرف این داروها در بیماران مبتلا به نقص G6PD، ضعف عضلانی و پسوریازیس باید با احتیاط و کنترل وضعیت بیمار انجام شود.

4-      با توجه به احتمال بروز آسیب برگشت ناپذیر چشمی با مصرف این داروها معاینات چشم پزشکی هر 3 تا 6 ماه یک بار توصیه می گردد.

5-      در صورت بروز هر یک از علائم سمیت چشمی و اختلال بینایی، ضعف عضلانی یا سمیت شدید خونی مصرف این داروها باید قطع شود.

6-      به منظور کاهش عوارض تحریک گوارشی این داروها، لازم است بیمار آنها را همراه با شیر یا غذا مصرف نماید.

 

مصرف در بارداری- این داروها از جفت می گذرند و مصرف آنها در این دوران توصیه نمی شود. فقط جهت پیشگیری و درمان مالاریا یا درمان آمیبیاز کبدی می توانند مصرف شوند.

 

پریماکین فسفات Primaquine

 

فارماکوکینتیک- پریماکین بسرعت و بطور کامل از دستگاه گوارشی جذب می شود. زیست رسی آن 96% است. این دارو بر خلاف کلروکین و هیدروکسی کلروکین در گلبول ها تجمع نمی یابد. در بافت ها نیز با غلظت کم ظاهر می شود. بالاترین غلظت های آن در کبد، ریه، مغز، قلب و عضلات اسکلتی یافت می شود. حجم توزیع پریماکین حدود 250 لیتر است.

پریماکین بسرعت به هیدروکسی پریماکین متابولیزه می شود و سپس به متابولیت های دیگری تبدیل می شود که دارای درجاتی از فعالیت ضد مالاریایی هستند. حدود 1% این دارو بصورت دست نخورده از ادرار دفع می گردد. نیمه عمر آن حدود 6 ساعت است.

موارد مصرف- درمان جلوگیری کننده از عود مالاریای ناشی از Plasmodium vivax و Plasmodium ovale (مرحله کبدی بیماری).

مقدار معمول مصرف پریماکین 15 میلی گرم یک بار در روز بمدت 14 روز می باشد و باید متعاقب درمان با کلروکین تجویز شود.

عوارض جانبی، تداخلات و احتیاطات

1-    عوارض شایع پریماکین شامل تحریکات گوارشی (تهوع، استفراغ و درد شکمی) و آنمی همولیتیک (با علائم ادرار تیره، درد معده یا پشت، بی اشتهایی و خستگی یا ضعف غیر عادی) است.

2-      متهموگلوبینمی با علائم سیانوز، سرگیجه و خستگی یا ضعف غیر عادی شیوع کمتری داشته و لکوپنی بندرت ممکن است بروز کند.

3-    در بیماران مبتلا به کمبود G6PD، ‌کمبود NADH متهموگلوبین ردوکتاز و کسانی که سابقه شخصی یا خانوادگی فاویسم دارند، پریماکین باید با احتیاط زیادی تجویز شود چون خطر بروز واکنش های همولیتیک با این دارو در چنین بیمارانی بیشتر است. قبل از شروع مصرف این دارو بایستی بیمار از نظر کمبود G6PD کنترل شود. همچنین در صورت تیره شدن بارز ادرار مصرف پریماکین باید قطع شود.

4-      داروهای همولیتیک دیگر در مصرف توام با پریماکین خطر بروز همولیز را افزایش می دهند.

5-      به منظور کاهش عوارض تحریک گوارشی بهتر است پریماکین همراه با غذا یا آنتی اسیدها مصرف شود.

مصرف در بارداری- صدمات احتمالی مالاریا خیلی بیش از عوارض احتمالی پریماکین در دوران بارداری است. در صورت نیاز می توان مصرف کرد اگر چه بی ضرری آن در انسان اثبات نشده است.

کینین Quinine

فارماکوکینتیک- کینین بسرعت و تقریبا بطور کامل از دستگاه گوارشی جذب می شود. انتشار آن بسته به شدت بیماری متفاوت است و حجم توزیع آن lit/kg 7/1 می باشد. این دارو عمدتا در کبد متابولیزه می شود و کمتر از 5% آن بدون تغییر از ادرار دفع می گردد. نیمه عمر آن 5-4 ساعت بوده و در مصرف مداوم در بدن تجمع نمی یابد. دفع ادراری آن در ادرار اسیدی، بدلیل بازجذب لوله ای بیشتر، دو برابر ادرار بازی است.

 

موارد مصرف

1-    کینین به تنهایی یا همراه با پیریمتامین/سولفادوکسین، داکسی سیکلین یا کلیندامایسین در درمان مالاریای ناشی از P. falciparum مقاوم به کلروکین مصرف می شود.

2-      این دارو به همراه کلیندامایسین در درمان بابسیوز (Babesiosis) مصرف می شود.

3-      کینین در پیشگیری و درمان کرامپ عضلات پا با علل مختلف مصرف می شود.

مقدار معمول مصرف کینین در درمان مالاریا 650-250 میلی گرم سه بار در روز بمدت 6 تا 12 روز است. در درمان بابسیوز 650 میلی گرم 4-3 بار در روز همراه با 600-300 میلی گرم کلیندامایسین 4 بار در روز بمدت 10-7 روز است. در درمان کرامپ عضلانی 300-200 میلی گرم موقع خواب داده می شود.

عوارض جانبی- عوارض شایع کینین تحریکات گوارشی شامل تهوع، استفراغ، اسهال و کرامپ ودرد شکمی است.  هیپوگلیسمی (احتمالا بدلیل تحریک ترشح انسولین) و دیسکرازی خونی بصورت آگرانولوسیتوز، لکوپنی و ترومبوسیتوپنی شیوع کمتری دارند. عوارض نادر این دارو شامل عوارض سنکونیسم (درد شکمی، تاری دید یا تغییر در دید رنگ، سردرد، تهوع، اسهال و زنگ زدن گوش)، همولیز، واکنش های حساسیتی، کاهش پروترومبین خون و کاهش یا تاری دید می باشند.

تداخلات دارویی و احتیاطات

1-      آنتی اسیدها ممکن است باعث کاهش یا تاخیر در جذب کینین شوند.

2-      اثرات شل کننده های عضلانی دیگر با این دارو تشدید شده و اثرات داروهای ضد میاستنی کاهش می یابد.

3-      کینین ممکن است در مصرف توام باعث افزایش غلظت دیگوکسین یا ضد انعقادهای خوراکی شود.

4-      کینین ممکن است در بیماران مبتلا به نقص G6PD باعث بروز همولیز شود.

5-      در مصرف این دارو در بیماران مبتلا به آریتمی قلبی باید احتیاط شود چون اثرات شبه کینیدین ظاهر می شود.

مصرف در بارداری- کینین در مطالعات حیوانی و در مصرف انسانی با دوز بالا به منظور ایجاد سقط تراتوژن بوده است. عارضه مهم در مصرف انسانی کری بوده است (50% موارد). این دارو در گروه X قرار دارد.

پیریمتامین Pyrimethamine

فارماکوکینتیک- پیریمتامین از راه خوراکی بخوبی جذب شده و نیمه عمری معادل 4 روز دارد. غلظت های درمانی آن بمدت 2 هفته باقی می ماند. این دارو در کبد متابولیزه شده و متابولیت های متعدد آن در ادرار یافت می شوند.

موارد مصرف

1-      همراه با یک سولفونامید در درمان مالاریای ناشی از P. falciparum در مناطق مقاوم به کلروکین.

2-      همراه با سولفادیازین در درمان توکسوپلاسموز.

مقدار معمول مصرف آن در پیشگیری از مالاریا 25 میلی گرم یک بار در هفته و در درمان این بیماری روزی 50 میلی گرم به مدت دو روز متوالی است. در درمان توکسوپلاسموز ابتدا روزی 75-50 میلی گرم همراه با 4-1 گرم سولفادیازین بمدت یک تا سه هفته داده می شود و سپس به نصف این مقدار کاهش می یابد.

عوارض جانبی، تداخلات و احتیاطات

1-    عوارض مهم این دارو در دوز معمول درجات مختلفی از واکنش های حساسیتی پوستی است. در دوزهای بالا بی اشتهایی، تهوع، آنمی مگالوبلاستیک، لکوپنی، ترومبوسیتوپنی و اختلالات ریتم قلب ممکن است بروز کند.

2-      اثرات دپرسیو مغز استخوان پیریمتامین در مصرف توام با داروهای دیگر ضد اسید فولیک مانند متوترکسات و سولفونامیدها تشدید می شود.

3-      در مصرف توام با لورازپام سمیت خفیف کبدی گزارش شده است.

4-      در مصرف این دارو در بیماران مبتلا به نقص G6PD بایستی احتیاط شود.

5-      به منظور کاهش اثرات تحریک گوارشی، توصیه می شود که این دارو همراه با غذا مصرف شود.

مصرف در بارداری- مطالعات کنترل شده با پیریمتامین در انسان وجود ندارد. در صورت ضرورت قابل مصرف است و مصرف توام اسید فولینیک با این دارو در درمان توکسوپلاسموز در این دوران قویا توصیه می گردد. در گروه C قرار دارد.

یدوکینول Iodoquinol

یدوکینول جذب گوارشی ضعیفی دارد و فقط 10% آن از ادرار و بقیه از مدفوع دفع می شود. این دارو به همراه مترونیدازول یا کلروکین در درمان آمیبیاز روده ای و به تنهایی در درمان موارد ناقل کیست آمیب مصرف می شود.

عوارض شایع این دارو تحریکات گوارشی است. در مصرف طولانی ممکن است آتروفی عصب بینایی، نوریت اپتیک و نوروپاتی محیطی بروز نماید.

مگلومین آنتی مونات و سدیم استیبوگلوکونات Meglumine antimonite & sodium stibogluconate

فارماکوکینتیک- جذب گوارشی این داروها ضعیف است. کینتیک آنها در مصرف داخل عضلانی و داخل وریدی یکسان است. از راه عضلانی سریعا جذب شده و با حجم انتشار نسبتا پایینی منتشر می شوند (lit/kg 22/0). دفع این دارو دو فازی است. نیمه عمر کوتاه آنها حدود 2 ساعت و نیمه عمر طولانی آنان 33 تا 76 ساعت است. فاز طولانی دفع این داروها احتمالا مربوط به تبدیل آنها به ترکیبات آنتیموان سه ظرفیتی است که تجمع بافتی زیاد و دفع طولانی دارند. حدود 20% این دارو به صورت آنتیموان سه ظرفیتی در پلاسما ظاهر می شود. تجمع آنها در ماکروفاژها عامل تداوم اثر ضد لیشمانیایی ترکیبات آنتیموان پس از افت غلظت پلاسمایی است. دفع این داروها اساسا کلیوی است.

 

موارد مصرف- مگلومین آنتی مونات و سدیم استیبوگلوکونات به عنوان داروهای استاندارد در درمان لیشمانیوز جلدی، جلدی-مخاطی و احشایی مصرف می شوند.

دوز معمول این داروها در درمان سالک جلدی 300-100 میلی گرم بصورت تزریق داخل ضایعه ای است. این دوز در صورت نیاز یک یا دو بار بفاصله یک تا دو روز تکرار می شود. در موارد شدید mg/kg 20-10 عضلانی نیز بمدت 10 روز داده می شود. در لیشمانیوز احشایی همین دوز بمدت 20 روز عضلانی داده می شود.

عوارض جانبی- درد در محل تزریق عضلانی، پانکراتیت (تقریبا در همه بیماران)، افزایش سطح آمینوترانسفراز سرم، تضعیف مغز استخوان (همراه با کاهش اجزای خونی)، درد مفاصل و عضلات، ضعف، سردرد، تهوع و درد شکمی و دانه های پوستی است. این عوارض معمولا برگشت پذیر بوده و بسیاری از آنها حتی با ادامه مصرف دارو نیز مرتفع می شوند.

بندرت ممکن است پلی نوروپاتی، آنمی همولیتیک، تغییرات الکتروکاردیوگرام (در بیماری سیستمیک) و آسیب کلیوی نیز ایجاد شود.

احتیاط- در صورت بروز سرفه، استفراغ یا درد زیر استخوان جناق مصرف این داروها باید قطع شود.

داروهای ضد کرم

مبندازول Mebendazole

فارماکوکینتیک- جذب گوارشی مبندازول ضعیف است (10-5 در صد) و در مصرف توام با غذا (بخصوص غذای چرب) افزایش می یابد. این دارو به درون مایع کیست، کبد و کیست های کبدی و ریوی نفوذ می کند. در کبد و لارو تریشین موجود در کیست عضلانی با غلظت بالا وارد می شود. از جفت نیز می گذرد. به متابولیت های غیر فعال متعددی تبدیل می شود. 5-2% این دارو از ادرار و بقیه از مدفوع بصورت داروی آزاد و متابولیت دفع می گردد. نیمه عمر آن 5-5/2 ساعت است.

موارد مصرف

1-    مبندازول داروی ضد کرم وسیع الطیفی است که در درمان عفونت های ناشی از آسکاریس، کرمک، کرم های قلابدار (آنکیلوستوما دئودونالیس و نکاتور آمریکانوس) و تریکوریس مصرف می شود.

2-      این دارو در درمان ابتلا به بیماری هیداتید و تریشینوز نیز به عنوان داروی دوم مصرف می شود.

مقدار معمول مصرف این دارو 100 میلی گرم دو بار در روز در درمان ابتلا به کرم های روده ای می باشد. در درمان ابتلا به کرمک 100 میلی گرم بصورت تک دوز داده می شود. در درمان بیماری هیداتید mg/kg 7/16-3/13 سه بار در روز بمدت 6-3 ماه داده می شود. این دارو بصورت قرص جویدنی ارائه می شود.

عوارض جانبی و مصرف در بارداری- مبندازول به دلیل جذب محدود گوارشی عوارض کمی دارد. عوارض دوز معمول این دارو محدود به تحریکات گوارشی با شیوع کم و واکنش های حساسیتی، سرگیجه و سردرد بصورت نادر است. در دوز بالا ممکن است بندرت ریزش مو و نوتروپنی قابل برگشت بروز کند.

1-      در دوز مورد مصرف در بیماری هیداتید، کاربامازپین در مصرف توام باعث کاهش غلظت پلاسمایی آن می شود. ولی این تداخل در دوز ضد کرم آن اهمیتی ندارد.

2-    مبندازول در موارد مصرف شده در دوران حاملگی در انسان عوارضی نشان نداده است. این دارو در دوز بالا در مطالعات حیوانی تراتوژن بوده است. در گروه C قرار دارد.

3-      برای مصرف مبندازول در کودکان زیر دو سال سن دوزاژ تعیین نشده است ولی دوز آن در کودکان بزرگتر در درمان عفونت های کرمی معادل بزرگسالان است.

آلبندازول Albendazole

فارماکوکینتیک- جذب خوراکی آلبندازول بدلیل حلالیت پایین آن در آب ضعیف است. این دارو قبل از ورود به گردش خون سیستمیک سریعا به متابولیت فعال خود آلبندازول سولفوکساید تبدیل می شود. این متابولیت مسئول بروز اثرات ضد کرم این داروست. غذای چرب جذب این دارو را افزایش داده و غلظت پلاسمایی متابولیت فعال آن را تا 5 برابر ممکن است افزایش دهد. این دارو احتمالا متابولیسم خود را نیز القاء می کند. نیمه عمر آلبندازول سولفوکساید 8 تا 12 ساعت است.

متابولیت فعال آلبندازول انتشار بافتی وسیعی دارد و در صفرا، کبد، مایع کیست و CSF غلظت درمانی ایجاد می کند. دفع این متابولیت از مایع کیست کندتر از دفع پلاسمایی آن است.

آلبندازول سولفوکساید به متابولیت های دیگری تبدیل می شود که از ادرار دفع می گردند. دفع ادراری متابولیت فعال این دارو کمتر از 1% است. دفع از صفرا و مدفوع نیز در حذف دارو دخالت دارد.

موارد مصرف- موارد مصرف مهم آلبندازول درمان بیماری هیداتید و نوروسیستی سرکوز ناشی از اختلالات ایجاد شده توسط اشکال لاروی تنیا سولیوم است. آلبندازول تنها داروی مصرفی در درمان نوروسیستی سرکوز چشمی است.

این دارو در درمان عفونت های روده ای ناشی از کرم ها نیز همانند مبندازول موثر است اما معمولا مبندازول بدلیل جذب کمتر گوارشی و عوارض کمتر سیستمیک در این موارد ترجیح داده می شود.

دوز معمول این دارو 400 میلی گرم دو بار در روز در بزرگسالان و mg/kg/day 15 در کودکان همراه با غذاست. این دارو بصورت قرص جویدنی ارائه می شود.

عوارض جانبی- عارضه شایع این دارو تست های غیر نرمال کار کبدی است. سردرد، سرگیجه و اختلالات گوارشی (تهوع، استفراغ، اسهال و درد شکمی) شیوع کمتری دارند. نوتروپنی در دوز بالا و واکنش های حساسیتی عوارض نادر مبندازول هستند. ریزش موی قابل برگشت نیز ممکن است بندرت ایجاد شود.

تداخلات دارویی و موارد احتیاط

1-      مصرف توام سایمتیدین، کورتیکواستروئیدها و پرازی کوانتل با آلبندازول باعث افزایش غلظت پلاسمایی متابولیت فعال این دارو می گردد.

2-    آلبندازول در حدود 16% بیماران باعث افزایش برگشت پذیر غلظت آنزیم های کبدی می شود. در صورت افزایش قابل ملاحظه غلظت این آنزیم ها مصرف آلبندازول باید قطع شود ولی پس از بازگشت به وضعیت نرمال می توان دوباره درمان را شروع کرد.

3-    از آنجا که در درمان نوروسیستی سرکوز التهابات موضعی بافتی در محل جسم انگل مرده بروز می کند، مصرف توام کورتیکواستروئیدها در هفته اول درمان به منظور کاهش این التهابات لازم است.

4-    آلبندازول در مطالعات حیوانی در دوران بارداری تراتوژن بوده است. اگرچه در مصرف انسانی مورد مطالعه قرار نگرفته است، اما نباید جز در موارد ضرورت تجویز شود. در گروه C قرار دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 22:33  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  |