علوم آزمایشگاهی مرند

 الگوهای تکثیر سلولی (Proliferation)

سلولهای سرطانی در قید محدودیت های معمول در تکثیر سلولی که از طرف میزبان اعمال می گردد، نیستند. با این حال تکثیر نشان دهنده سرطان نیست. رشد غیر طبیعی سلول ها را می توان به دو دسته نئوپلاستیک و غیرنئوپلاستیک تقسیم کرد.

الگوهای رشد غیر نئوپلاستیک:

چهار الگوی رشد غیر نئوپلاستیک عبارتنداز:

1)هیپرتروفی: به معنی افزایش اندازه سلول است که غالباً به دنبال افزایش بار کاری یا تحریک هورمونی اتفاق می افتد.

2)هیپرپلازی: افزایش قابل بازگشت تعداد سلولهای یک نوع بافت خاص است که باعث افزایش توده بافتی می شود.

هیپرپلازی معمولاً به عنوان یک پاسخ فیزیولوژیک طبیعی در موارد رشد و نمو سریع (مثل حاملگی و دوران بلوغ) دیده می شود.

3) متاپلازی: یک نوع سلول بالغ جایگزین نوع دیگری از سلول می شود که معمولاً در آن بافت دیده نمی شود (مثل جانشینی سلول غده ای به جای سلول سنگفرشی). در صورت حذف عامل فرایند قابل برگشت می باشد ولی در صورت ادامه یافتن تحریک ممکن است به دیس پلازی تبدیل شود. متاپلازی ممکن است به دلیل التهاب، کمبود ویتامین ها، تحریک و مواد شیمیایی گوناگون ایجاد شود. یکی از محل های شایع متاپلازی گردن رحم است.

4)دیسپلازی: در این حالت سلولهای نابالغ طبیعی از نظر اندازه، شکل یا سازمان دچار تغییر شده یا یک نوع سلول بالغ بوسیله یک نوع سلول نابالغ تر جایگزین می شود. محرک های دیس پلازی معمولاً منشا خارجی دارند (مثل اشعه، التهاب، مواد شیمیایی سمی و تحریک مزمن). احتمال برگشت دیسپلازی در صورت حذف محرک وجود دارد.

نکته: هیپرپلازی، متاپلازی و دیسپلازی حالت های نئوپلاستیک به حساب نمی آیند اما ممکن است پیش از ایجاد سرطان دیده شوند.

الگوهای رشد نئوپلاستیک:

آناپلازی: به معنی "بی شکل" است.  یک تغییر غیرقابل برگشت است که در آن ساختار سلولهای بالغ پس رفت کرده و به سطوح اولیه تری باز می گردد. آناپلازی نشانه برجسته سرطان است. سلولهای آناپلاستیک عملکرد اختصاصی خود را از دست داده و از نظر موقعیت و سیتولوژی بی نظم هستند.

نئوپلاسم به معنی "رشد جدید" است. نئوپلاسم با عملکرد کنترل نشده، رشد و تقسیم نا منظم، و توانایی حرکتی غیر طبیعی مشخص می شود. رشد نئوپلاستیک را می توان به دو دسته خوش خیم و بدخیم تقسیم کرد. نئوپلاسم های خوش خیم شامل زگیل ها یا پاپیلوماهاست.

نئوپلاسم های بدخیم شامل تومورهای توپر و لوسمی است. سرطان اصطلاح رایجی است که در مورد همه نئوپلاسمهای بدخیم بکار می رود.

اختلاف بین رشد خوش خیم و بدخیم

مشخصه

تومور بدخیم

تومور خوش خیم

کپسول دار بودن

به ندرت

معمولاً

تمایز یافتگی

اندک

تا حدودی

متاستاز

غالباً

ندارد

عود

مکرر

نادر

عروق

متوسط تا زیاد

اندک

نحوه رشد

انفیلتراسیون و گسترش

گسترش

مشخصات سلول

سلولها غیر طبیعی بوده و به سلولهای والد خود شباهتی ندارند

نسبتاً طبیعی و مشابه سلولهای والد

مشخصات سلولهای سرطانی:

خصوصیات میکروسکوپیک:

  1. پلئومورفیسم: سلولهای سرطانی از نظر اندازه و شکل متفاوت هستند. ممکن است دارای هسته های متعدد باشند
  2. هیپرکروماتیسم: کروماتین هسته ای (جز اصلی ژن ها) در رنگ آمیزی مشخص تر است.
  3. پلی مورفیسم: هسته ها بزرگتر بوده و دارای اشکال مختلف هستند.
  4. آنئوپلوئیدی: تعداد کروموزوم ها غیر معمول است.
  5. ترتیب غیر طبیعی کروموزوم ها: از قبیل جابجایی، حذف یا فقدان بخش هایی از کروموزوم یا اضافه شدن

خصوصیات کینتیک:

  1. فقدان کنترل تکثیر سلولی
  2. فقدان تمایز – تمایز فرایندی است که در طی آن سلولها تغییر یافته و خصوصیات ساختاری و عملکرد ویژه ای کسب می کنند. سلولهای سرطانی از نظر توانایی حفظ خصوصیات مورفولوژیک و عملکردی با بافت منشاء خود متفاوتند.
  3. تغییر خصوصیات بیوشیمیایی – بعلت نابالغ بودن سلولها، تغییرات در الگوی آنزیمی و DNA پیش می آید.
  4. بی ثباتی کروموزومی
  5. توانایی متاستاز – متاستاز به گسترش سلولهای سرطانی از محل اولیه به نقاط دوردست ثانویه اطلاق می شود که بکمک تولید آنزیم هایی بر روی سطح سلول سرطانی انجام می گیرد.

خصو.صیات کلی رشد تومورال:

1) فنا ناپذیری سلولهای دگرگون شده – سلولهای سرطانی قادرند در صورت وجود مقادیر کافی مواد غذایی و فاکتورهای رشد به دفعات نا محدودی جمعیت خود را دو برابر کنند.

2) کاهش تاثیر مهاری تماس بر طرز رشد سلول – سلولهای طبیعی در صورت برخورد با سلولهای دیگر به رشد خود پایان داده و بطور قرینه خود را در کنار یکدیگر مرتب می نمایند. سلولهای سرطانی بدون چنین محدودیتی به سلولهای دیگر تهاجم می کنند.

3) کاهش چسبندگی – سلولهای سرطانی چسبندگی کمتری دارن و این امر باعث تحرک سلولی بیشتری می گردد.

4)فقدان نیاز به بستر: سلولهای سرطانی به سطحی که به آن متصل و تکثیر یابند نیاز ندارند.

5) فقدان کنترل "نقطه حد" – در سلولهای طبیعی چندین عامل محیطی موثر بر رشد (از قبیل تراکم زیاد سلولی، تخلیه آمینو اسیدهای ضروری، گلوکز و چربی ها) منجر به متوقف شدن سلول در فاز G1 می شوند. این حالت را نقطه حد G1 می گویند که در آن سلول از ادامه چرخه سلولی باز می ماند. سلولهای سرطانی فاقد کنترل نقطه حد بوده و علی رغم کمبود مواد غذایی و تراکم بالای سلولی همچنان به تکثیر خود ادامه می دهند.

کارسینوژنز:

کارسینوژنز فرایندی است که در طی آن سلولهای طبیعی به سلولهای سرطانی تبدیل می شوند. تئوریهای مختلفی در مورد کارسینوژنز وجود دارد ولی همگی وجود حداقل دو مرحله (عامل آغازگر یا کارسینوژن و عامل پیش برنده نظیر هورمونها و مواد شیمیایی، داروها) را در روند کارسینوژنز قبول دارند. کارسینوژنز کامل عاملی است که هم دارای خاصیت آغازگری و هم پیش برندگی است و قادر است به خودی خود ایجاد سرطان نماید. اشعه مثالی از یک کارسینوژن کامل وابسته به دوز است.

انواع کارسینوژن ها:

a) هورمونی – چهر نوع از سلولهای مهم انسان (پروستات، مغز، پستان و آندومتر) در بافتهای حساس به هورمون ایجاد می گردند. هورمون ها با حساس کردن سلولها در مقابل عامل کارسینوژن یا تعدیل رشد تومور استقرار یافته منجر به پیشرفت فرایند کارسینوژنیک می گردند.

b)شیمیایی: کارسینوژنهای شیمیایی شامل ترکیبات یا عناصری هستند که باعث تغییر در DNA می شوند.

کارسینوژن های شیمیایی اصلی عبارتند از :

aعوامل آکلیله کننده شامل بتاپرولاکتین، دی متیل سولفات، دی اپوکسی بوتان، داروهای ضد سرطان مثل سیکلوفسفاتها، کلرفنیرامین و نیتروز اوره ها.

bعوامل استیله کننده شامل استیل ایمیدازول، دی متیل کاربامیل کلراید.

c پروکارسینوژنها شامل: ترکیبات بنزن، آمین های آروماتیک

dگیاهان طبیعی، محصولات میکروبی شامل آفلاتوکسین، گریزوفولوین، سیکازین و ...

f سایر موارد شامل وینیل کلراید، نیکل، کروم، حشره کش ها و قارچ کش ها، بی فنیل های پلی کلر.

c)کارسینوژنهای ویروسی: برخی ویروس ها با تاثیر بر روی DNA میبان منجر به تغییرات پروکوانکوژنیک و موتاسیون سلولی می شوند و از این طریق در کارسینوژننز انسانی شرکت می کنند. ارتباط بین ویروس اپشتین بار با لمفوم بورکیت و سرطان نازوفارنکس، ویروس هپاتیت B با سرطان هپاتوسلولار کبد و پاپیلوما ویروس ها با سرطان گردن رحم – سیتومگالوویروس با سارکوم کاپوزی،، ویروس HIV با سارکوم و لنفوم به اثبات رسیده است.

d)پرتوهای کارسینوژنز: پرتوها با ایجا آسیب در DNA و تغییر در ساختمان آن باعث آغاز کارسینوژنز می شوند. اشعه ایکس و مواد رادیواکتیو این ویژگی را دارند. اشعه ماوراء بنفش نور خورشید در جلد تاثیراتی دارد و باعث سرطان سلولهای سنگفرشی و بازال می شود.

e)سیستم ایمنی و کارسینوژنز: سلولهای سرطانی به طور مداوم در بدن بوجود می آیند ولی سیستم ایمنی بطور پیوسته آنها را شنایایی کرده و نابود می کند. سرطان تنها زمانی ایجاد می گردد که سیستم ایمنی بر اثر عواملی چون سوء تغذیه، بیماریهای مزمن، کهولت سن و استرس و تضعیف سیستم ایمنی به علل دارویی و ... تضعیف شده باشد.

f)برخی از سرطانها ممکن است بعلت وجود ژن های معیوب به شکل توارث مطرح باشند (در برخی از خانواده ها بیشتر از سایرین دیده می شوند)

نامگذاری تومورها:

پسوند"اما" به تومورهای خوش خیم اشاره دارد. استثناها عبارتنداز هپاتوما، ملانوما و گلیوما در مغز که بدخیم هستند. استئو برای اشاره به تومور استخوانی، کندرو برای اشاره به تومور غضروفی، لیپو برای اشاره به تومور با منشاء چربی ، رابدو برای اشاره به تومور با منشاء عضله اسکلتی و لیومیو برای اشاره به تومور با منشاء عضله صاف استفاده می شود.

-آدنو برای توصیف تومورهایی است که از اپیتیلیوم غده ای منشاء گرفته اند و "اسکواموس" برای تومورهای با منشاء سنگفرشی  استفاده می شوند.

-لبلاستوما برای تومورهایی است که خصوصیات بافت شناسی آنها اشاره به منشاء رویانی دارد.

-لوسمی، سرطان سیستم خون ساز بوده و در واقع یک تومور منتشر است.

-لمفو تعیین کننده لوسمی با منشاء لمفوئید (سیستم لنفاوی) و پیشوند "میلو" یا "گرانولو" برای لوسمی با منشاء میلوئید استفاده می شود.

-پسوند "بلاستیک" نشانگر نابالغ بودن لوکوسیت ها و پسوند "سیستیک" بیانگر وجود سلولهای بالغ بیشتری است.

شایع ترین سرطانها در ایالات متحده:

در مردان پروستات(29%)، سپس ریه و برونش (14%)، کولون و رکتوم(10%) بعد مثانه (8%) است.

در زنان پستان(30%)، ریه و برونش (12%) ، کولون و رکتوم(11%) بعد مثانه (6%) است.از جهت مرگ و میر بیشترین مرگ و میر در هر دو جنس از سرطان ریه و برونش (25% موارد مرگ از سرطان )است. در جایگاه دوم پستان در زنان و پروستات در مردان است.

بر اساس بر آورد انجمن سرطان آمریکا 80% کل سرطان ها علل مواجهه محیطی داشته و قابل پیشگیری هستند که در راس آنها قطع مصرف سیگار می باشد.

رژیم غذایی و سرطان:

غذاهای پر چرب با بروز سرطان های کولون، پروستات و پستان در ارتباط هستند.

چاقی عامل خطر برای سرطان کولون، پستان، آندومتر رحم و پروستات به حساب می آید.

فیبر رژیم غذایی با مکانیسم نا معلوم از ابتلاء به سرطان کولون جلوگیری می کند که در میوه ها، سبزیجات، نان سبوس دار و غلات وجود دارد.

ویتامین A که به شکل بتاکاروتن در سبزی ها و میوه های زرد یافت می شود – ورتینول که در محصولات لبنی، تخم مرغ و جگر یافت می شود دارای اثر محافظتی در مقابل سرطان های ریه، حنجره، مری، معده و پروستات هستند.

ویتامین C در پیشگیری از سرطان معده، مری، حنجره و گردن رحم نقش دارد.

درجه بندی تومور

درجه

تمایز

تعریف / سلولها

X

قابل بررسی نیست

 

I

سلولها به خوبی تمایز یافته اند

سلولها بالغ بوده و شباهت زیادی به بافت طبیعی دارند

II

سلولها به طور متوسط تمایز یافته اند

سلولها تا حدودی نابالغ هستند، با بافت طبیعی اختلاف دارند

III

سلولها تمایز اندکی حاصل کرده اند

سلولها نابالغ بوده و شباهتی به بافت طبیعی ندارند

IV

عدم تمایز

سلولها بسیار نابالغ بوده، هیچ شباهتی به بافت طبیعی ندارند، در اغلب موارد تعیین منشاء دشوار است

تعاریف کلی در نظام  TNM

عنوان مرحله

تعریف

تومور اولیه (T)

اندازه، وسعت و عمق تومور اولیه

TX

تومور اولیه قابل بررسی نیست

TO

نشانی از تومور اولیه وجود ندارد

TB

کارسینوم درجا

T4 – T1

به ترتیب نشاندهنده اندازه یا وسعت تومور اولیه هستند

متاستاز به غدد لنفاوی منطقه ای(N)

NX

غدد لنفاوی منطقه ای قابل بررسی نیستند

NO

متاستاز غدد لنفاوی منطقه دیده نمی شود

N3-N1

به ترتیب نشانگر گرفتاری بیشتر و اندازه بزرگتر غدد لنفاوی منطقه هستند

متاستاز دور دست (M)

MX

متاستاز دور دست قابل بررسی نیست

MO

بیماری به نقاط دور دست گسترش نیافته است

M1

بیماری به نقاط دور دست گسترش یافته است

البته باید بخاطر داشت که هر سرطان درجه بندی خاص خود را دارد مثلاً سرطان گرید IB در معده به شکل T1 – N1 – MO  یا T2 – NO – MO   می باشد.

تشخیص های پرستاری اصلی در این بیماران ترس مربوط به احتمال تشخیص سرطان و کمبود اطلاعات در مورد اقدامات است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 16:55  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  |