علوم آزمایشگاهی مرند

میکروسکوپ                  Microscope                                                             

ميكروسكوپ هاي مختلف داراي بزرگنمائي هاي متفاوتي مي باشند كه عموماً با وجود عدسي هاي گوناگون، تصوير نمونه مورد نظر چند برابر مي شود . اصول كلي در تمامي انواع ميكروسكوپ ها براساس عبور نور با طول موج هاي متفاوت از چندين عــدسي محدب مي باشد كه هرچقدر طول موج نور به كار رفته در ميكروسكوپ كوتاه تر باشد قدرت تفكيك و يا جــداكنندگي آن ميكروسكوپ بيشتر است . براي مثال قدرت تفكيك چشم انسان 1/0 ميلي متر ميباشد و ميكروسكوپ نوري معمولي 24/0 ميكرون متر.

البته اولین میکروسکوپ توسط وان لیونهوک دانشمند(پدرعلم میکروبیولوژی)هلندی ساخته شد.

در طول قرن هیجدهم میکروسکوپ در زمره وسایل تفریحی به شمار می‌آمد. با پژوهش های بیشتر پیشرفت های قابل توجهی در شیوه ساختن عدسی شئ حاصل شد. به طوری که عدسی‌های دیگر به صورت ذره‌ بین های معمولی نبودند بلکه خطاهای موجود در آنها که به کج نمایی معروف هستند، دفع شده‌اند و آنها می‌توانستند جرئیات یک شئ را دقیقا نشان دهند. پس از آن در طی پنجاه سال، پژوهشگران بسیاری تلاش کردند تا بر کیفیت و مرغوبیت این وسیله بیافزایند. بالاخره ارنست آبه توانست مبنای علمی میزان بزرگنمایی میکروسکوپ را تعریف کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 13:11  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

تهیه گسترش خونی

Blood Smear

وسیله کار:

 1- دو عدد لام یک بار مصرف تمیز

2 - لوله موئینه  ساده

مرحله اول

طرزتهیه گسترش خونی: آشنایی با روش تهیه گسترش نمونه خون حاوی ماده ضد انعقاد EDTAرا به

آرامی خوب مخلوط می کنیم .یک قطره خون را (بوسیله لوله موئینه)در یک سانتیمتری انتهای لامA

قرار می دهیم لبه لام دیگرلامB را با زاویه حدود (30) درجه بر روی قطره خون قرار می دهیم

لحظه بعد خون سراسر روی لبه لام  B یعنی فصل مشترک دولام انتشار می یابد .

اکنون لامB   را با همان زاویه (30) درجه با یک فشارملایم وسرعت یکنواخت در سطح لام A به سمت

جلوحرکت میدهیم . خلاصه داستان را اینجا  اکنون گسترش خونی آماده است .  اینجا  می گذاریم

خون سطح لام خشک شود. 

سپس در حاشیه گسترس توسط مداد مشکی مشخصات فردآزمایش شونده را می نویسیم.   

خون روی لام را با الکل متانول ثابت میکنیم . حالا گسترش خونی برای رنگ آمیزی آماده است.

گسترش خونی دوسوم(3/2) سطح لام را اشغال کند. پس گسترش خونی کوتاه ارزش پائینی دارد

گسترش خونی مطلوب دارای مناطق ضخیم, متوسط, نازک می باشد.

انتهای گسترش خونی شعله شمعی باشد. انتهای گسترش های خونی ناصاف کج ونوک تیزبی

ارزش تلقی می شود.

نکته:یک  گسترش خونی نادرست باعث اشکال در تشخیص سلولهای خونی می شود.

خلاصه کار: ثابت کردن یا فیکس کردن گسترش خونی(لام خونی) تهیه شده را می گذاریم خوب

خشک شود.لام خونی  را روی دهانه یک لیوان قرار می دهیم.روی سطح لام خونی  قطره قطره الکل

متانول میریزیم . بطوریکه الکل تمام سطح لام خونی را فرا گیرد .صبر می کنیم تا الکل روی  سطح لام

خوب خشک شود.(این عمل را ثابت کردن لام خونی با الکل گویند.)

 

مرحله دوم

مر حله رنگ آمیزی

رنگ گیمسا را به نسبت یک به ده با آب رقیق میکنیم. (1ccرنگ گیمسا + 9ccآب)

روی سطح لام خونی که ( ثابت شده است) را با رنگ رقیق شده می پوشانیم.بعد ازگذشت 20 تا 30

دقیقه رنگ روی لام را دورمی ریزیم.

لام را زیر شیر آب با جریان ملایم گرفته تا رنگ های اضافی خوب شسته شود. حالا سلول های خونی

روی لام رنگ گرفته اند. می گذاریم لام خشک شود. روی لام یک قطره روغن ایمرسیون می چکانیم

بعد زیر میکروسکوپ با عدسی شیئی لام را مورد مطالعه قرار می دهیم.بعد زیر میکروسکوپ با

عدسی شیئی X 100یا X40لام را مورد مطالعه قرار می دهیم.

توجه:در تمام مراحل موظب باشید لام را پشت وارونه گذاشته باشید.

رنگ آمیزی

Staining

به افتخار آقای رومانوسکی Romanowsky رنگ رایت (Wright-stain) ورنگ گیمسا (GIMSA-Stain)

و....بنام رنگهای رومانوسکی نامگذاری شدند.

رنگ رایت ( Wrigth-stian)

این رنگ حاوی دو رنگینه است I- رنگینه های اسیدی مثل ائوزینII- رنگینه های بازی یا قلیائی مثل

متیلن بلو (آبی متیلن) میبا شد.

اجزا وساختمانهای اسیدی سلولها, رنگهای قلیائی را می پذیرند لذا این ساختمانها رابازوفیلیک

(قلیا دوست) یا  دوستار مواد بازی گویند , مثل هسته سلول که در این رنگ آمیزی آبی رنگ میشود.

اجزا وساختمانهائی که فقط رنگینه های اسیدی را بخود راه میدهند اسیدوفیلیک (اسید دوست)

یاائوزینوفیلیک(ائوزین دوست) می نامند.

این اجزا که در سیتو پلاسم بعضی سلولها قرار دارند  با این رنگ آمیزی قرمز رنگ میشوند.

توجه:اجزاوساختمانهائی که ترکیبی ازدو رنگینه هم رنگینه اسیدی هم رنگینه بازی را به خود راه

میدهند نوتروفیلیک (خنثی دوست ) می نامند.

بهترین رنگ برای رنگ آمیزی گسترش خونی رنگ رایت و رنگ گیسما (رایت+ گیمسا) است

رنگ آمیزی گیمسا با توجه مشکلات وعیوبی که برای آن ذکر میشود هنوز به عنوانرنگ آمیزی روتین

ومعمول آزمایشگاهها از آن استفاده می شود.

 

رنگ آمیزی گسترش خونی بوسیله رنگ گیمسا

بعد از تهیه گسترش خونی اگر لام را زیر میکروسکوپ قراردهیم . فقط هاله ای از سلولها ی خون را

مشاهده می کنیم.

این رنگ خود حاوی  دو  رنگینه است.1- رنگینه متیلن آبی 2- رنگینه ائوزین .

دقت:رنگینه متیلن آبی خاصیت بازی دارد.

رنگینه متیلن آبی که خاصیت بازی دارد , قسمتهای اسیدی سلول را رنگ می کند.

توجه:مقصود از قسمت اسیدی هسته سلول است( به خاطر وجود نوکلئیک اسید هسته سلول ها

خاصیت اسیدی دارند.) که با این رنگ آمیزی به رنگ آبی تیره متمایل به بنفش در می آید.

دقت:رنگ ائوزین خاصیت اسیدی دارد.

دانه های موجود در سیتوپلاسم سلول خاصیت بازی دارند و با ائوزین به رنگ نارنجی درمی آیند.

به عنوان نمونه  دانه های موجود در سلول های ائوزینوفیل که با رنگ آمیزی  گیمسا به رنگ نارنجی

درمی آیند.

 

 

 

 

مشاهده اسمیر خون با عدسی ۴۰

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 18:19  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

سلول بنیادی

سلول بنیادی یا بُن‌یاخته‌ یاخته‌های اولیه‌ای هستند که توانایی تبدیل و تمایز به انواع مختلف سلول‌های دیگر را دارند و از آنها می‌توان در تولید سلول‌ها و نهایتاً بافت‌های مختلف دیگر استفاده کرد.

منابع اصلی سلول‌های بنیادی شامل: مغز استخوان، بند ناف و جفت می‌باشد. امروزه استفاده از این سلول‌ها جهت ترمیم بافت‌های آسیب دیده در حال گسترش است.

جالب اینکه سلول‌های بنیادی پرتوان (چند پتانسیلی) هستند یعنی قابلیت تبدیل به بافت‌های مختلف را دارند اعم از بافت عصبی، بافت ماهیچه‌ای، بافت پوششی و غیره. که این توانایی محور اصلی توجه به سلول‌های بنیادی است.

مزیت اصلی بن‌یاخته‌های بند ناف این است که بسیار اولیه بوده و توان تمایز بالایی دارند. همچنین سلول‌های بنیادی گرفته شده از مغز استخوان (BMSCs) توان تمایز بالایی دارند.

ویژگی‌های سلول‌های بنیادی

■توان نوسازی: سلول‌های بنیادی سلول‌های نامتمایزی هستند که توانایی تکثیر نامحدود خود را دارند و در حالت نامتمایز باقی بمانند.

■پرتوانی: سلول‌های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. آنها می‌توانند تحت تأثیر فاکتورهای رشد مختلف در محیط کشت به سلول‌هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول‌های ماهیچه‌ای قلب یا سلول‌های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.

انواع سلول‌های بنیادی

■سلول‌های بنیادی جنینی: این سلول‌ها از جنین‌های ۴ یا پنج روزه که از تخم‌های آزمایشگاهی بارور می‌شوند به دست می‌آیند و در محیط آزمایشگاهی در محیط کشت‌های اختصاصی رشد داده می‌شوند.

■سلول‌های بنیادی بالغین: سلول‌های بنیادی بالغین، سلول‌های نامتمایزی هستند که در بین سلول‌های تمایز یافته بافت‌ها و اندام‌های بدن یافت می‌شوند و توانایی نوسازی و تمایز به انواع سلول‌های اختصاصی اصلی بافت یا اندام را دارند. نقش‌های اولیه این سلول‌ها در یک ارگان زنده شامل حمایت کردن و تعمیر بافت‌هایی است که از آنها به دست می‌آیند.

کشت سلول‌های بنیادی

جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده‌ای مشکل از ۱۰۰ سلول و یا بیشتر است. سلولهای بنیادی سلولهای درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر سلول، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند.

رشد سلول‌های بنیادی در محیط آزمایشگاه را اصطلاحا کشت سلولی می‌نامند.در واقع جدا کردن سلول‌های بنیادی جنینی از طریق انتقال سطح داخلی بلاستوسیست به یک ظرف کشت آزمایشگاهی پلاستیکی که شامل یک بستر تغذیه‌ای به نام محیط کشت می‌باشد انجام می‌گیرد. تقسیم و ازدیاد سلول‌ها بر روی سطح این ظرف انجام می‌گیرد. سطح داخلی این ظرف معمولا به وسیله سلول‌های پوست جنین موش پوشیده شده‌است. این سلول‌ها قادر به تقسیم شدن نیستند. به این لایه پوشاننده سلولی در اصطلاح لایه تغذیه‌ای (feeder layer) گفته می‌شود. دلیل استفاده از این سلول‌ها فراهم آوردن یک سطح طبیعی به منظور چسپیدن سلول‌های بنیادی به آن و عدم جداشدنشان است. در ضمن سلول‌های این لایه مواد مغذی را به داخل محیط کشت رها می‌کنند.

پس از چند روز سلول‌های کشت داده شده شروع به رشد و تقسیم شدن در این محیط می‌کنند. هنگامی که این عمل انجام گرفت سلول‌های کشت داده شده که زیاد شده‌اند را از این محیط برداشته و به محیطهای تازه کشت منتقل می‌دهند. پروسه کشت مجدد سلول‌ها بارها و بارها برای چندین مرتبه و به مدت چندین ماه تکرار می‌شود. بعد از ۶ ماه یا بیشتر ۳۰ سلول اولیه تبدیل به هزاران میلیون سلول بنیادی جنینی می‌شوند. سلول‌هایی را که در این دوره ۶ ماه و در این محیط کشت مخصوص تقسیم شده و در عین حال تماییز نیابند را پرتوان (pluripoten) می‌نامند.

کاربردهای سلول‌های بنیادی

■بیماران قلبی:

توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی، از روش پیوند سلول‌های بندناف به‌عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.

■بیماران کبدی:

در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی هم‌زمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت آن را بازسازی کنند. شبیه سازی انسان مساله دیگر نیز مورد اختلاف شبیه سازی انسان است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:24  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

چرخهٔ سلولی

چرخهٔ یاخته‌ای (سلولی) (به انگلیسی: Cell cycle) به مجموع مراحل رشد یک سلول گویند، که به مراحل G1، S، G2، و میتوز (M) تقسیم می‌شود.

مراحل G1، S، و G2 مجموعا انترفاز نامیده می‌شوند، و در عوض میتوز به مراحل پروفاز، متافاز، آنافاز، و تلوفاز تقسیم می‌گردند.

چرخه سلولی در واقع سیکل وقایع سلولی از یک میتوز تا دیگر را نشان می‌دهد.

 

تقسیم سلولی

 

تقسیم سلولی یا تقسیم یاخته‌ای فرایندی است که در آن یک یاخته(یاخته مادر) به دو یا چند یاخته دیگر(یاخته‌های دختر) تقسیم می‌شود. تقسیم یاخته‌ای معمولاً بخش کوجکی از چرخهٔ یاخته‌ای می‌باشد. این تقسیم در یوکاریوت‌ها، میتوز نام دارد که در آن یاخته‌های دختر نیز می‌توانند دوباره تقسیم شوند. نظیر این تقسیم در پروکاریوت‌ها، تقسیم دوتایی نام دارد. تقسیم دیگری که فقط در یوکاریوت‌ها دیده می‌شود میوز است که در آن یاخته به طور همیشگی به گامت تبدیل می‌شود و قادر به تقسیم دوباره نمی‌باشد تا اینکه عمل لقاح انجام شود. در طول عمر یک انسان، بدن او حدود ۱۰٬۰۰۰ تریلیون تقسیم را تجربه می‌کند.

در همهٔ انواع تقسیم یاخته، یاخته‌ای را که در حال تقسیم است، یاختهٔ مادر و یاخته‌های حاصل از تقسیم را یاخته‌های دختر می‌نامند. یاخته‌های دختر به یاختهٔ مادر شباهت فراوان دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:19  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

ترجمه

 

عکس نشان‌دهندهٔ ترجمهٔ mRNA و سنتز پروتئین توسط ریبوزوم می‌باشد.ترجمه یک فرآیند درون سلولی است که طی آن پروتئین‌ها ساخته می‌شوند.

در فرآیند ترجمه، توالی نوکلئوتیدها در mRNA به توالی آمینواسیدها در پروتئین ترجمه می‌شوند. در این فرآیند، در واقع زبان نوکلئیک اسیدی که با حروف نوکلئوتیدی است به زبان پروتئین که با حروف آمینواسیدی است، ترجمه می‌شود.

این فرآیند در سیتوپلاسم سلول‌ها و توسط ریبوزوم‌ها صورت می‌گیرد. در ترجمه mRNAها، tRNAها، sRNAها، rRNAها و... شرکت دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:13  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

رونویسی

از رونویسی تا پروتئین سازیساخته‌شدن آران‌ای(RNA) از روی دی‌ان‌ای(DNA) را رونویسی می‌گویند که اولین قدم برای ساخت پروتئین هاست.

به عبارت دقیق تر رونویسی فرایندی است که ضمن آن بادخالت آنزیم‌های اختصاصی (RNA پلی مراز)و مصرف مولکول‌های پرانرژی (ATP) و بکارگیری نوکلئوتیدها، ترکیبات نوکلئوتیدی موجود در مولکول DNA به سنتز نوعی RNA ها(mRNA، tRNA، rRNA) می‌انجامد. رونویسی عمل رونوشت برداری از اطلاعات نوکلئوتیدی DNA و تبدیل آن به اطلاعات نوکلئوتیدی RNA می‌باشد.

رونویسی با کمک آنزیم آران‌ای-پلی‌مراز(RNAپلی‌مراز) انجام می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:11  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

RNA

 

ساختار RNA پیش‌سازرن‌آ یا ریبو نوکلئیک اسید (به انگلیسی: Ribonucleic acid) یک اسید نوکلئیک در یاخته است. آر‌ان‌ای برخلافِ دنا که مولکولی دو رشته ای است، مولکولی تک‌رشته‌ای می باشد. آر‌ان‌ای به جای تیمین (T) در ساختمانِ خود دارای یک باز دیگر به نام اوراسیل (U) می‌باشد و U با A جفت می شود. مولکولِ آر‌ان‌ای بسیار کوتاه‌تر از دنااست. تمامیِ مولکول‌های آر‌ان‌ای سلولی طی فرآیندی به نامِ رونویسی از الگوی دنا ساخته می شوند. در یک واحدِ رونویسی تنها یکی از رشته‌های دنا به عنوانِ الگوی ساختِ آر‌ان‌ای عمل می کند. با رونویسی به آر‌ان‌ای، داده‌‌ها اصطلاحا ً فعال و یا بیان می شوند. سپس، پروتئین‌ها طی فرآیندی به نامِ ترجمه از الگوی آر‌ان‌ای ساخته می شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:9  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

DNA

ساختمان مارپیچ دوگانه دی ان ایدِنا (به انگلیسی: DNA) سرواژهٔ عبارت دیوکسی‌ریبونوکلئیک‌اسید (به انگلیسی: Deoxyribonucleic acid) نوعی اسید نوکلئیک می‌باشد که دارای دستورالعمل‌های ژنتیکی است که برای کار کرد و توسعه بیولوژیکی موجودات زنده و ویروس مورد استفاده قرار می‌گیرد. نقش اصلی مولکول دی‌ان‌ای ذخیره سازی طولانی مدت اطلاعات ژنتیکی می‌باشد.

کار DNAدر سلول‌ها

دستور العمل‌های ژنتیکی موجود در مولکول دی‌ان‌ای در نهایت برای مواردی چون ساخت پروتئین و مولکول‌های RNA در سلول، مورد استفاده قرار می‌گیرد. قطعاتی از دی‌ان‌ای که اطلاعات ژنتیکی را باخود حمل می‌کنند ژن نامیده می‌شوند ولی دی‌ان‌ای توالی‌های دیگری نیز دارد که برای ساخت خود دی‌ان‌ای یا تنظیم استفاده از اطلاعات زنتیکی موجود در ژن ، مورد استفاده قرار می‌گیرند. از لحاظ شیمیایی، دی‌ان‌ای از دو رشته طولانی پلیمری با واحدهای ساختاری از جنس نوکلئوتید تشکیل شده‌است که شامل ستون‌هایی از گروه‌های قند و فسفات می‌شود که پیوندی از نوع استر دارند. این دو رشته دی‌ان‌ای با هم موازی هستند. مولکول‌های قند از طریق چهار نوع باز آلی به یکدگر متصل می‌باشند. توالی این چهار باز آلی باعث رمزگذاری رشته زنتیکی می‌شود که این رمزها برا ی ساخت اسید آمینه که واحدهای سازنده پروتئین می‌باشند مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رمز ژنتیکی توسط مولکول آران‌ای در مرحله ترجمه خوانده می‌شود و برای ساخت اسید آمینه مورد استفاده قرار می‌گیرد. دی‌ان‌ای در داخل سلول به شکل سازه‌هایی به نام کروموزوم می‌باشد. دو نسخه از هر کروموزوم در زمان تقسیم سلولی ساخته می‌شود. فرآیند تکثیر به دو نسخه را نسخه برداری دی‌ان‌ای می‌نامند. کروموزوم در یوکاریوت‌ها (جانوران، گیاهان، قارچ‌ها، آغازیان) در بخشی به نام هسته سلول قرار می‌گیرد در حالیکه در پروکاریوت‌ها (باکتری و آرکی‌ها) در سیتوپلاسم سلول قرار دارد و جایگاه مشخصی ندارد. در داخل کروموزوم‌ها پروتئین‌های کروماتینی (کروماتین واحد سازنده دی‌ان‌ای می‌باشد) مانند هیستون وجود دارد که وظیفه فشرده سازی دی‌ان‌ای و تنظیم بیان ژنها را برعهده دارند. هیستونها تحت تاثیر عوامل گوناگون از جمله استیلاسیون یا دزاستیلاسیون هیستونی بسته یا باز می‌شوند و بدین ترتیب رونویسی از ژنهای ناحیه مربوط به آنها متوقف یا آغاز می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:6  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

کروموزوم

کروموزوم در سلولهای یوکاریوتی از ترکیب کروماتین و پروتئینهای هیستونی و غیر هیستونی تشکیل شده است. و در سلولهای پروکاریوتی از ترکیب کروماتین و پروتئینهای غیر هیستونی ساخته شده است.

واژه کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیله والدیر بکار گرفته شد. هم اکنون این واژه برای نامیدن رشته‌های رنگ‌پذیر و قابل مشاهده با میکروسکوپهای نوری بکار می‌رود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد می‌شود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم می‌شود. در برخی باکتریها علاوه بر کروموزوم اصلی که اغلب ژنها را شامل می‌شود کروموزوم کوچک دیگری که بطور معمول آن را پلاسمید می‌نامند، قابل تشخیص است گر چه تعداد کمی از ژنها بر روی پلاسمید قرار دارند.

 

اما از آنجا که در بیشتر موارد ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیکها بر روی آن جایگزین شده‌اند، از نظر پایداری و بقای نسل باکتری اهمیت زیادی دارد. کروماتین در ساختمان کروموزوم به شکل لوپ دیده می‌شود. لوپها توسط پروتئینهای اتصالی به DNA که مناطق خاصی از DNA را تشخیص می‌دهند پابرجا می‌ماند. سپس مراحل پیچ خوردگی نهایتا نوارهایی را که در کروموزومهای متافازی دیده می‌شود ایجاد می‌کند. هر تیپ کروموزومی یک نوع نواربندی اختصاصی را در ارتباط با نوع رنگ آمیزی نشان می‌دهد. این رنگ آمیزیها منجر به مشخص شدن تعداد و خصوصیات کروموزومهای هر گونه از موجودات زنده می‌گردد. که این خصوصیات تعدادی و مورفولوژیک کروموزومها را کاریوتیپ می‌نامند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:5  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

هسته

هسته محل ذخیره اطلاعات ژنتیکی و مرکز کنترل سلول یوکاریوتی است. محتویات هسته در یوکاریوتها توسط غشای هسته احاطه شده است و اندامکی به نام هسته را بوجود آورده است. ولی چون سلولهای پروکاریوتی فاقد غشای هسته هستند بدون هسته محسوب می‌شوند.

اطلاعات اولیه

هسته در سال 1831 توسط Robert Brown در سلولهای اپیدرمی ثعلبیان کشف شد و به عنوان بخشی متراکم ، پایدار و موجود در همه سلولها در نظر گرفته شد. هسته یک ساختار فشرده با پیچ و تابهای زیادی را داراست و با پروتئین همراه می‌باشد. به چنین مجموعه فشرده‌ای همراه با پروتئین ، کروماتین می‌گویند. هسته واجد غشای دو لایه‌ای موسوم به پوشش هسته‌ای است و در این پوشش حفره‌ها یا روزنه‌هایی موسوم به منفذ پیچیده هسته‌ای است که از طریق آنها عمل تبادل مواد بین هسته و سیتوپلاسم انجام می‌گیرد. برای بررسی ساختمان عمومی هسته می‌توان از میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.

شکل و محل و تعداد هسته در سلولها

هسته در بیشتر سلولها کروی یا بیضوی است. در سلولهای پارانشیمی بالغ گیاهان عدسی شکل ، در سلولهای عضلانی مخطط جانوران و سلولهای پروکامبیومی گیاهان استوانه‌ای شکل ، در سلولهای آبکش بالغ و سلولهای انگل زده چند بخشی است. در عده‌ای از سلولها هسته چند بخشی است مثل گویچه‌های سفید خون چند هسته‌ای و یا سلولهای استئوکلاست (استخوان خوار). در بیشتر سلولها هسته در مرکز قرار دارد. در سلولهای گیاهی به علت رشد واکو‌ئلها ، هسته در کنار غشا قرار می‌گیرد و در سلولهای عضلانی مخطط هسته در بخشهای کناری قرار دارد.

در جلبک استابولاریا هسته در بخش ریزوئیدی (ریشه نما) یا مجاور با آن قرار دارد. اغلب سلولها دارای یک هسته هستند. با وجود این برخی جانداران ابتدایی و یا سلولهای جانداران پیشرفته بیش از یک هسته دارند. برای مثال حدود 20 درصد از سلولهای کبدی و یا عده زیادی از سلولهای ریسه قارچها دو هسته‌ای هستند. سلولهای عضلانی مخطط ساختمان سنوسیتی دارند یعنی در یک سیتوپلاسم مشترک چندین هسته پراکنده است. این سلولها ابتدا یک هسته‌ای بوده‌اند که به دلیل تقسیمات مکرر هسته بدون آنکه سیتوپلاسم تقسیم شود به حالت سنوسیتی درآمده‌اند.

نسبت حجم هسته به حجم سیتوپلاسم را نسبت نوکلئوپلاسمی می‌گویند. این نسبت برای سلولهایی که در یک مرحله رشد و در شرایط مشابه باشند ثابت است.

هسته شامل پوشش هسته‌ای ، شیره هسته ، اسکلت هسته‌ای ، کروماتین و بالاخره

هستک می‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:3  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

سانتریول

یک میانک با نه عدد ریزلولهٔ سه‌تایی.میانَک یا سِنتریول یک اندامک بشکه‌مانند است که در بیشتر یاخته‌های یوکاریوتی دیده می‌شود ولی در گیاهان سطوح بالا و قارچ‌ها حضور ندارد. میانک ذره مرکزی میان‌تن (سنتروزوم) است. دیواره‌های میانک معمولاً از نه عدد ریزلولهٔ سه‌تایی ساخته شده‌است. این اندامک در تقسیم سلولی نیز نقش دارد. قبل از دومین مرحله رشد یک جفت و پس از آن دو جفت سنتریول در سلول وجود دارد.

وزیکول

وزیکول یا ریزکیسه یک حباب مایع در سلول‌ها است. به طور دقیق‌تر وزیکول یک کیسهٔ غشا مانند درون سلولی می‌باشد که به حمل و نقل و ذخیره مواد می‌پردازد.

 

نمای یک وزیکول ساده (لیپوزوم).

وزیکول حداقل از یک لایهٔ دوجدارهٔ فسفولیپیدی تشکیل شده است.

انواع مختلفی از وزیکول وجود دارد مثل واکوئل، لیزوزوم، وزیکول انتقالی، وزیکول ترشحی و... وزیکول‌ها در قسمت‌های مختلفی از سلول مثل شبکه آندوپلاسمی، دستگاه گلژی، غشای سلول و... ساخته می‌شوند.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:1  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

واکوئل    

نگاه کلی

بررسی انواع مختلفی از بافتها نشان می‌دهد که بخشی از سیتوپلاسم بویژه در یاخته‌های گیاهی بوسیله اندامک حجیمی که آن را واکوئل می‌نامند پر شده است. مجموعه واکوئلهای هر یاخته ، دستگاه واکوئلی را تشکیل می‌دهد که آن را در مقایسه با کوندریوزومها (مجموع میتوکندریها) و پلاستیدوم (مجموع پلاستها) واکوئم می‌نامند. ممکن است واکوئلها 80 تا 90 درصد حجم یاخته‌ای را پر کنند و سیتوپلاسم را به صورت لایه نازکی در کناره‌های یاخته باقی گذارند.

اولین گزارش در مورد واکوئلها بیشتر بر روی ویژگی شفاف بودن این اندامکها تکیه داشت و نام واکوئل از کلمه لاتین واکوئوس (فضای خالی) با این دید ابداع شد که واکوئل حفره یاخته‌ای کم و بیش غیر فعال است. در سالهای اخیر ، پویایی و اهمیت تبادلهای واکوئلی به اثبات رسیده و واکوئلها به عنوان یکی از اندامکهای فعال یاخته‌ای منظور شده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 1:0  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

لیزوزوم

 

کافَنده‌تَن یا لیزوزوم از اندامک‌های درون یاخته جانوران است. کافنده‌تن‌ها دارای آنزیم‌هایی گوارشی گوناگون به‌ویژه آنزیم‌های هیدرولیتیک (تجزیه‌کننده آب) هستند. لیزوزوم کیسه‌ای آنزیم‌های گوناگونی دارد. این آنزیم‌ها برای هضم مولکول‌های بزرگ به کار می‌روند. بیش از ۴۰ آنزیم در لیزوزوم وجود دارد(مانند پروتئازها، نوکلئازها و فسفولیپازها). بهترین عملکرد این آنزیم‌ها در محیط اسیدی (PH=5) صورت می‌گیرد.

پس اگر این آنزیم‌ها به سیتوپلاسم نشست کنند، آسیب چندانی نمی‌رسانند. این آنزیم‌ها در شبکه آندوپلاسمی ساخته می‌شوند و پس از ورود به دستگاه گلژی، توسط آبدانه‌ها به لیزوزوم منتقل می‌شوند.

اگر این آنزیم‌ها نباشند، به مرور مولکول‌های بزرگی که امکان هضم آن‌ها وجود ندارد، در سیتوزول جمع می‌شوند. این مولکول‌ها در فعالیت و واکنش‌های موجود در سلول اختلال ایجاد می‌کنند و سلول با مشکل مواجه می‌شود.

لیزوزوم‌ها با میکروسکوپ الکترونی به صورت گرانول‌های متراکمی مشاهده می‌شوند که ۰٫۵ تا ۰٫۰۵ میکرون قطر دارند و بوسیله غشا محصور شده‌اند. لیزوزوم‌ها حاوی تقریبا ۵۰ نوع آنزیم هستند که همه آنها در PH اسیدی فعالند. بنابراین لیزوزوم دستگاه گوارش سلول محسوب می‌شود و قادر به هضم مواد خارجی وارده به سلول و ارگانل‌های فرسوده شده هستند.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:58  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

کلروپلاست      

مقدمه

کلروپلاست معمولا از میتوکندری بزرگتر است و شباهت زیادی به میتوکندری دارد و جایگاه فرآیند فتوسنتز می‌باشد. کلروپلاستها جز گروهی از اندامکها هستند که این اندامکها پلاستید نام دارند. پلاستیدها در کلیه سلولهای گیاهی یافت می‌شوند و شامل اتیوپلاست ، کلروپلاست ، کروموپلاست ، آمیلوپلاست و الایوپلاست هستند.

وجه مشترک تمام پلاستیدها این است که تمام آنها از اندامک کوچک اولیه‌ای به نام پروپلاستید ایجاد می‌شوند. پروپلاستید که پیش ساز کلیه پلاستیدها است. بسته به بافت گیاه و پیامهای محیطی به انواع گوناگون پلاستها تمایز پیدا می‌کند. کلروپلاست تنها پلاستیدی است که کلروفیل دارد و عمل فتوسنتز را انجام می‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:56  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

میتوکندری

 

نام میتوکندری ترکیبی است از دو کلمه یونانی Mito به معنای رشته و Chandrion به معنی دانه. چون این اندامک اغلب رشته‌ای یا به صورت دانه‌های کوچک در سیتوپلاسم همه سلولهای یوکاریوتی وجود دارد.

نگاه کلی

میتوکندریها در تمام سلولها دارای تنفس هوازی به جز در باکتریها که آنزیمهای تنفسی آنها در غشای سیتوپلاسمی جایگزین شده‌اند وجود دارند. این اندامکها ، نوعی دستگاه انتقال انرژی هستند که موجب می‌شوند انرژی شیمیایی موجود در مواد غذایی با عمل فسفوریلاسیون اکسیداتیو ، به صورت پیوندهای پرانرژی فسفات (ATP) ذخیره شود.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:55  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

دستگاه گلژی  

 

در سال 1898 کامیلوگلژی یاخته شناس ایتالیایی با اشباع کردن یاخته‌های عصبی جغد از نمکهای نقره و بررسی میکروسکوپی این یاخته‌ها ذراتی تیره ، هلالی شکل و به صورت شبکه درهم رفته‌ای را در مجاورت هسته هر یاخته مشاهده کرد که آن را دستگاه شبکه‌ای درونی نامید. این مجموعه بعدها به افتخار گلژی ، دستگاه گلژی نامیده شد.

اطلاعات اولیه

با مطالعه سلولها توسط میکروسکوپهای نوری و الکترونی به این نتیجه رسیده‌اند که دستگاه گلژی هم در یاخته‌های جانوری و هم در یاخته‌های گیاهی وجود دارد و یکی از اجزای مهم ساختمانی یاخته‌هاست که بویژه در اعمال ترشحی سلولها فعالیت زیادی دارد. این دستگاه می‌تواند به صورت شبکه‌ای در مجاورت هسته ، یا به صورت بخشهای هلالی شکل و مجزا از یکدیگر به نام دیکتیوزومها در برشهای یاخته‌ها دیده شوند. دیکتیوزومها در گیاهان پیشرفته ، جلبکها و نیز در خزه‌ها مشاهده شده‌اند. در قارچها ، دیکتیوزومها کمیاب هستند و در پروکاریوتها تاکنون دیکتیوزومی شناخته نشده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:54  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

شبکه آندوپلاسمی

 

دید کلی

شبکه آندوپلاسمی بزرگترین اندامک داخل سلولی محسوب می‌شود. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی لومن نام دارد و در سال 1964 توسط آنشلیم نامگذاری شد. این فضا که اغلب همگن است از ماده زمینه‌ای سیتوپلاسمی ، تراکم کمتری دارد و می‌تواند وسیع شده و حفره‌هایی را بوجود آورد. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی یا لومن با فضای بین دو غشایی هسته نیز ارتباط دارد.

 

غشای خارجی هسته با شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ارتباط دارد. غشای شبکه آندوپلاسمی شباهت زیادی به غشای سیتوپلاسمی دارد. با این اختلاف که ضخامت کمتری دارد و مقدار پروتئین آن بیشتر از مقدار لیپید است. استخراج لیپیدهای غشای پلاسمایی موجب در هم ریختن ساختمان پلاسمالم می‌گردد. ولی استخراج لیپیدهای غشای شبکه آندوپلاسمی موجب درهم ریختن آن نمی‌شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:52  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

 

هسته و شبکه آندوپلاسمیک: (۱) پوشش هسته. (۲) ریبوزوم. (۳) منفذهای هسته. (۴) هستک. (۵) کروماتین. (۶) هسته. (۷) شبکهٔ آندوپلاسمیک زبر. (۸) نوکلئوپلاسم.

ریبوزم یا رِناتَن[۱] از اندامک‌های بدون غشای سیتوپلاسمی در همه یاختههای پروکاریوتی و یوکاریوتی است که در سال ۱۹۸۳ به‌وسیله پالاد کشف شده‌اند. این اندامک‌ها را دانه‌های پالاد نیز می‌نامند. از آنجا که سنتز پروتئین‌ها به‌وسیله ریبوزوم‌ها صورت می‌گیرد اهمیت زیادی دارند. ریبوزوم‌ها ذراتی کم و بیش کروی، متراکم (کدر) نسبت به الکترون‌ها هستند که نظرشان از ۴۰ تا حدود ۳۰۰ آنگستروم می‌رسد.

•           ۱ تاریخچه شناخت ریبوزوم‌ها

•           ۲ اشکال ریبوزوم‌ها

•           ۳ نحوه قرارگیری ریبوزوم‌ها

•           ۴ تعداد ریبوزوم‌ها در یک یاخته

•           ۵ عمر متوسط ریبوزوم‌ها

•           ۶ روشهای جداسازی و مشاهده ریبوزوم‌ها

•           ۷ ریخت‌شناسی ریبوزوم‌ها

•           ۸ پروتئین‌سازی نقش اصلی ریبوزوم‌ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:50  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

سیتوپلاسم

نگاه کلی

با همه مرزهای تفکیک شده‌ای که در سلول وجود دارد، یک قالب یا بسته سیتوپلاسمی تمام فضاهای موجود بین اندامک‌هایی را که بوسیله غشای سلولی احاطه شده‌اند، پر می‌کند. این سیتوپلاسم زمینه‌ای سیتوزول است. اگر با اولترا سانتریفوگاسیون مرحله‌ای تمام اندامک‌ها حتی میکروزوم‌ها و ریبوزوم‌ها را هم از سیتوپلاسم جدا کنیم، بخشی شناور باقی می‌ماند که همان سیتوزول است. سیتوزول بویژه در سلول‌های در حال تمایز اهمیت خاصی دارد.

ارگاستوپلاسم

در گذشته سیتوزول به صورت ماده‌ای همگن در نظر گرفته می‌شد تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم مشخص گردید که در برخی سلولها بویژه سلولهای ترشحی و سلولهایی که سنتز پروتئینی فعالی دارند، در بعضی قسمتهای سیتوزول باز دوست‌تر است و رنگهای بازی از جمله پیرونین را بهتر می‌پذیرد. به همین دلیل بخشهای باز دوست سیتوزول را سیتوپلاسم رنگ پذیر (کرومیدیال) می‌نامند. در سال 1887 گارنیر کلمه ارگاستوپلاسم را برای بخشهای بازوفیل سیتوپلاسم که به نظر او در بیوسنتز مواد نقش فعالی داشتند، بکار برد.

ارگاستوپلاسم ، بخشهای باز دوستی نظیر ذرات نیسل موجود در جسم سلولی سلولهای عصبی ، سیتوپلاسم فعال و باز دوست سلولهای مخاطی و سلولهای ترشحی لوزوالمعده ، غدد بناگوشی ، سلولهای اصلی غدد معده و بخشهای باز دوست سلولهای کبدی را نیز شامل می‌شود. کاسپرین ، براشه و پژوهشگران دیگر نشان داده‌اند که باز دوستی زیاد ارگاستوپلاسم به دلیل وجود اسیدهای ریبونوکلئیک است و به همین دلیل با تاثیر ریبونوکلئازها این باز دوستی از بین می‌رود.

از آنجا که اسیدهای ریبونوکلوئیک سیتوپلاسمی بویژه در ریبوزوم‌ها متراکمند، می‌توان باز دوستی و فعال بودن سنتز پروتئینها در ارگاستوپلاسم را نتیجه فراوانی ریبوزومها در این بخش از سیتوزول دانست. در گذشته به جای سیتوزول بیشتر از کلمه هیالوپلاسم استفاده می‌شد که خود نشانه‌ای از تصور همگن و شفاف بودن سیتوپلاسم زمینه‌ای بوده است، تصوری که امروزه دگرگون شده است.

ترکیب تشکیل دهنده سیتوزول

درسیتوزول 85 درصد آب و حدود 15 درصد مواد مختلف موجود است. از این مواد بخش عمده‌ای را پروتئینها بویژه پروتئین‌های آنزیمی اسیدهای آمینه ، گلوکز ، یونها ، mRNA ها ، tRNA ها و بطور خلاصه تمام مولکولهای لازم برای ایجاد انرژی و مواد لازم برای اعمال مختلف سلولی را شامل می‌شوند. پروتئین‌های سازنده اسکلت سلولی از جمله توبولین‌ها ، آکتین‌ها ، میوزین ، تروپومیوزین و تروپونین نیز بخشی از پروتئینهای موجود در سیتوزول هستنند.

برخی مواد موجود در سیتوزول می‌توانند به نحوی تجمع یابند که به ساختمان‌های قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی تغییر شکل دهند. از جمله این ذرات ، گلیکوژن ، گویچه‌های لیپیدی و پروتئینهای اسکلت سلولی هستند که به صورت ریز لوله‌ها و ریز رشته‌ها سازمان می‌یابند. یادآوری این نکته جالب است که سانتریول‌ها ، رشته‌های دوک تقسیم و حتی تاژک‌ها و مژکها زیر بنای ساختمانی ریز لوله‌ای دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:45  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

 

دیواره سلولی

دیوارهٔ سلولی دیواره‌ای محکم و انعطاف‌پذیر است که غشاء سلول‌های برخی از جانداران را احاطه می‌کرده و از آن محافظت می‌کند. دیوارهٔ سلول فاقد تراوایی انتخابی است و به راحتی آب و مواد حل‌شده در آن را از خود عبور می‌دهد. با این وجود، ملکول‌های درشت از آن نمی‌توانند عبور کنند.

این لایه علاوه بر محافظت از سلول و غشاء سلولی، به سلول توانایی منعطف شدن می‌دهد، و مانع از ترکیدن آن به هنگام تورژسانس (ورود آب زیاد به سیتوپلاسم) می‌شود.

دیواره‌های سلولی در باکتری‌ها، گیاهان، قارچ‌ها، جلبک‌ها و برخی از باستانیان دیده می‌شود. ترکیب شیمیایی دیوارهٔ سلولی در این جانداران بسیار گوناگون است. در گیاهان درصد زیادی از این ترکیب را سلولز به خود اختصاص می‌دهد. به همین دلیل این دیواره در گیاهان به دیوارهٔ سلولزی معروف است. در دیوارهٔ سلولی باکتری‌ها بیش‌تر پپتیدوگلیکان، و در باستانیان و جلبک‌ها گلیکوپروتئین و پلی‌ساکارید دیده می‌شود. دیوارهٔ سلولی قارچ‌ها نیز اغلب از جنس کیتین است.

غشاء سلولی

 

غِشاء سلولی یا غشاء پلاسمایی به پوسته نازک یاخته‌ها که از یک دولایه فسفولیپیدی تشکیل شده گفته می‌شود.

غشای سلولی همچنین به عنوان مرز میان اندامک‌های درون یاخته‌ای عمل می‌کند. در واقع غشاء سلول جداری ست که محافظت از سلول را برعهده دارد. سیتو پلاسم در داخل غشاء سلول است و محیط خارج سلولی در خارج از آن قرار دارد. غشاء سلول از یک لایه پروتئین و دو لایه چربی تشکیل شده است. رفت و آمد مواد به داخل و خارج سلول از طریق کانال های غشاء سلول انجام می‌شود. از بین رفتن این غشاء آسیب پذیری سلول را سبب می‌شود.

غشای پلاسمایی شامل یک دولایه فسفولیپیدی همراه با کلسترول و پروتئین‌های درون غشایی یا سطح غشایی می‌باشد.

به بیانی دیگر قسمت اعظم اندامک‌های سلول بوسیله غشاء‌هایی مفروش شده‌اند که به طور عمده از لیپید‌ها و پروتئین‌ها تشکیل شده‌اند.این غشاء‌ها شامل غشاء سلولی، غشاء هسته،غشای رتیکولوم اتدوپلاسمیک و غشاء‌های میتوکندریها، لیزوزوم‌ها و دستگاه گلژی هستند.

لیپید‌های غشاء‌ها سدی ایجاد می‌کنند که از حرکت ازاد آب و مواد محلول در اب از یک بخش سلول به یک بخش دیگر جلوگیری می‌کنند زیرا اب در چربی محلول نیست. اما باید دانست که ملکول‌های پروتئینی در غشاء غالبا در سراسر عرض غشاء نفوذ کرده و به این ترتیب مسیر‌های اختصاصی ،که غالبا منافذPores نامیده می‌شوند برای عبور مواد ویژه از غشاء به وجود می‌اورند. همچنین بسیاری از سایر پروتئین‌های غشاء انزیمها هستند که تعداد زیادی از واکنش‌های شیمیایی مختلف را کاتالیز می‌کنند.

غشاء سلول

غشای سلول که به طور کامل سلول را احاطه می‌کند، یک ساختار خم پذیر ارتجاعی نازک فقط به خامت ۵/۷ تا ۱۰ نانومتر است. غشاء تقریبا از پروتئین‏ها و لیپیدها تشکیل شده‌است و ترکیب تقریبی عبارت است از: پروتئینها ۵۵ درصد، فسفو لیپیدها ۲۵ درصد، کلسترول ۱۳ درصد و سایر لیپیدها ۴ درصد و کربوهیدرات‌ها ۳ درصد.

سد لیپیدی غشای سلول از نفوذ آب جلوگیری می‌کند: ساختار پایه غشای سلول یک لایه چربی دو طبقه‌است که یک ورقه نازک از لیپیدها فقط به زخامت دو مولکول بوده و در سراسر سطح سلول تداوم داشته و یکپارچه‌است. جابه جا در این ورقه نازک لیپیدی، مولکول‌های پروتئینی درشت از نوع کروی شکل قرار دارند.

ساختارپایه لایه دوطبقه چربی از مولکول‌های فسفولیپید تشکیل شده‌است. یک انتهای هر مولکول فسفولیپید در آب محلول بوده یعنی آب دوست یا هیدروفیلیک است. انتهای دگر فقط در چربی‌ها محلول بوده یعنی آب گریز یا هیدروفوبیک است. انتهای فسفاتی فسفولیپد هیدروفیلیک و اسید چربی ان هیدروفوبیک است. چون قسمت‌های آب گریز اب گریز فسفولیپیدها به وسیله اب دفع می‌شوند اما به سوی یکدیگر جذب می‌شوند لذا دارای یک تمایل طبیعی هستند و انها در پهلوی همدیگر در مرکز غشاء قرار دارند. بخش‌ها فسفاتی اب دوست دو سطح غشاء را که در تماس با ا اطراف است می‌پوشانند. لایه دو طبقه چربی در وسط غشاء به مواد طبیعی محلول در اب از قبیل یونها، گلوکز و اوره نفوذ پذیر است بر عکس، مواد محلول در چربی از جمله اکسیژن، کربن دی اکسید و الکل می‌توانند با سهولت در این بخش از غشاء نفوذ کنند. یک صفت ویژه لایه دوطبقه چربی ان است که یک مایع است نه یک جامد. بنابر این بخش‌هایی از غشاء می‌توانند عملا در سطح غشاء از یک نقطه به یک نقطه دیگرجریان پیدا کنند. پروتئین‌ها و سایر مود محلول در غشای دو طبقه لیپیدی یا شناور در ان تمایل دارند که به کلیه غشای سلول انتشار یابند.

مولکول‌های کلسترول درغشا نیز ماهیت چربی دارند زیرا هسته استروئیدی انها بسیار محلول در چربی است. این مولکول‌ها از یک نطر در لایه دو طبقه غشاء حل شده‌اند. این مولکوها به طور عمده به تعیین مزان نفوذ پذیری لایه لایه دو طبقه به اجزای محلول در اب و مایعات بدن کمک می‌کنند. کلسترول همچنین قسمت زیادی از قابلیت تحرک غشا را نترل می‌کند.

پروتئین‌های غشای سلول

توده‌های کروی شکل که در لایه دو طبقه چربی شناورند، اینها پروتئین‌های غشاء هستند که قسمت اعظم انهارا گلیکو پروتئین‌ها تشکل می‌دهند. دو نوع پروتئین در غشاء وجود دارد: پروتئین‌های انتگرال یا سرتاسری که در تمام ضخامت غشاء نفوذ می‌کنند و پروتئین‌های محیطی که فقط به یک سطح غشاء می‌چسبند و در ان نفوذ نمی‌کنند.

تعداد زیادی از پروتئین‌های انتگرال کانال ها(یا منافذ) ساختاری ایجاد می‌کنند که از طریق انها مولکول‌های اب و مواد محلول درآب به ویژه یون‌ها می‌توانند بین مایع خارج سلولی و داخل سلولی انتشار یابند. این کانال‌های پروتئینی دارا خواص انتخابی نیز هستند که دیفوزون ترجیهی برخی مواد به میزان بیشتر از مواد دیگر را امکانپذیر می‌سازند. تعدادی دیگر از پروتئین‌های انتگرال به عنوان پروتئین‌های حامل برای انتقال دادن موادی عمل می‌کنند که در غیر این صورت نمی‌توانستند از لایه دو طبقه چربی نفوذ کنند. گاهی نیز این پروتئین‌های حامل مواد را در جهتی خلاف جهت انتشار طبیعی انها انتقال می‌دهند که « انتقال فعال» نامیده می‌شوند. تعداد بازهم دیگری از پروتئین‌ها انتگرال به صورت انزیم‌ها عمل می‌کنند.

پروتئین‌های محیطی به طور عمده روی سطح داخلی غشاء وجود دارند و غالبا به یکی از پروتئین‌های انتگرال چسبیده‌اند. این پروتئین‌های محیطی تقریبا به طور کامل به صورت انزیم‌ها یا سایر انواع کنترل کننده‌ها عمل داخلی سلولی عمل می‌کنند.

کربوهیدرات‌های غشاء – گلیکو کالیس سلولی

کربوهیدرات‌های غشاء تقریبا همیشه به صورت ترکیب با پروتئین‌ها به شکل گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدها وجود دارند. در واقع قسمت اعظم پروتئین‌های انتگرال از نوع گلیکوپروتئینها و در حدود یک دهم مولکول‌های لیپید از نو گلیکولیپیدها هستند. بخش‌های (گلیکو)ی این مولکول‌ها تقریبا همیشه به طرف سطح خارجی سلول برامدگی پیدا می‌کنند و از سطح سلول به طرف خارج اویزان هستند. بسیاری از ترکیب‌های کربوهیدراتی دیگر موسوم به پروتئوگلیکانها که به طور عمده از مواد کربوهیدراتی تشکیل شده‌اند که به هسته‌های کوچک پروتئینی متصل شده‌اند نیز غالبا به طور سست به سطح خارجی سلول متصل هستند. به این ترتیب تمامی سطح سلول غالبا دارای یک پوشش سست کربوهیدراتی موسوم به گلیکوکالیس است.

این بخش‌های کربوهیدراتی که به سطح خارجی سلول متصل شده‌اند دارای چندین عمل مهم هستند: 1- بسیاری ازانها بار الکتریکی منفی دارند و این موضوع به بیشتر سلول‌ها یک سطح با بار کلی منفی می‌بخشد که سایر اشیای منفی را دفع می‌کند. 2- گلیکو کالیس بعضی از سلول‌ها به گلکو کالیس سلول‌های دیگر می‌چسبند و به این ترتیب سلول‌ها را به یک دیگر می‌چسبانند. 3- بسیاری از کربوهیدرات‌ها به عنوان مواد حامل برای گرفتن هورمون‌هایی ازجمله انسولین عمل می‌کنند. و پس از انجام این عمل این مجموعه پروتئین‌های چسبیده به سطح داخلی غشاء را فعال می‌کند که به نوبه خود یک سری متوالی از انزیم‌های داخل سلولی را فعال می‌کنند. 4- بعضی از بخش‌های کربوهیدراتی وارد واکنش‌های شیمیایی می‌شوند.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:44  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  | 

سلول

 

 

یاخته یا سلول، (به فرانسوی: Cellule) واحد بنیادین ساختاری و کارکردی همه اندامگان‌ها (ارگانیسم‌ها، موجودات زنده) است.

تئوری یاخته که در سده نوزدهم میلادی پدید آمد می‌گوید که همه اندامگان‌ها از یک یا چند یاخته تشکیل شده‌اند، همه یاخته‌ها از یاخته‌های پیشین پدید می‌آیند، همه کارکردهای زیستی یک سازواره در درون یاخته‌ها انجام می‌گیرند و اینکه یاخته‌ها شامل اطلاعات وراثتی لازم برای سامان دادن به کارکرد یاخته و انتقال اطلاعات به نسل‌های آینده یاخته‌ها هستند. سلولهای بدن موجودات پرسلولی در برخی بافتها مانند پوست با پیوندهای بین سلولی به هم متصل می شوند.

ندامک‌های یاخته جانوری: (۱) هستک (۲) هسته (۳) ریبوزوم (رناتن) (۴) وزیکول (۵) شبکه آندوپلاسمی خشن (۶) دستگاه گلژی (۷) سیتواسکلتون (۸) شبکه آندوپلاسمیک نرم (۹) میتوکندری (۱۰) کریچه (واکوئل) (۱۱) سیتوپلاسم (میان‌یاخته) (۱۲) لیزوزوم (کافنده‌تن) (۱۳) میانک (سنتریول)

به اجزای درون یاختهٔ یوکاریوتها (یاخته های واجد هسته)، اندامک گفته می‌شود که معمولا عبارتند از: سیتوپلاسم (میان‌یاخته)، هسته یاخته، هستک، ریبوزوم (رناتن)، وزیکول، شبکه آندوپلاسمی خشن، شبکه آندوپلاسمی نرم، دستگاه گلژی، سیتواسکلتون، میتوکندری، کریچه (واکوئل)، لیزوزوم (کافنده‌تن)، میانک (سانتریول)، سبزدیسه ، اسکلت سلولی شامل ریزرشته‌ها و ریزلوله‌ها و … به همراه غشای پلاسمایی.

هر انسان حدود1014 سلول دارد.

تقسیم بندی سلولها:

1- پروکاریوتها(تک سلولی ها)

2- یوکاریوتها(تک سلولی ها وپرسلولی ها)

 

 

 

 

مقایسه سلول گیاهی با جانوری

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:42  توسط مدیر(مرتضی حسنی)  |